ion

گفت‌وگو با دکتر مجید مرادی بسیجی موفق و استاد دانشگاه تهران

اخلاص، جاذبه بسیج برای نسل من

فرهنگی /
شناسه خبر: 26511

هفته بسیج بهانه‌ای شد تا با دکتر «مجید مرادی» بسیجی جانباز و استاد دانشگاه تهران به گفت‌وگو بنشینیم. وی که تحصیلات خود را در دانشگاه منچستر انگلستان ادامه داده است موفقیت بسیجی را در شهادت می‌داند و اعتلای بسیج را در ارتقای تفکر بسیجی.

ایران آنلاین / آقای مرادی، اغلب خودتان را چه‌طور معرفی می‌فرمایید؟
سؤال سختی است اما اگر بیوگرافی بخواهید؛ مجید مرادی هستم متولد سال 1344، بهمن62 وارد دانشگاه تهران شدم و مدرک لیسانس‌ام را سال 68 گرفتم. طولانی شدن دوره‌ تحصیل که حدود 6 سال طول کشید به دلیل همزمانی با جنگ بود و فعالیت‌هایی که در منطقه و جبهه داشتم. سال 68 کارشناسی ارشد را آغاز کردم و 71 فارغ‌التحصیل شدم تا این‌که سال 73 درکنکور دکترا قبول و بورسیه‌ دانشگاه منچستر شدم و به کشور انگلستان رفتم. در زمینه مهندسی عمران و گرایش ژئوتکنیک تحصیل کردم و حدود سال 77 برگشتم ایران. از آن زمان هم به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه تهران مشغول کار هستم.
بازگشت شما به ایران به چه دلیل بود؟ قصد ماندن و اقامت گرفتن نداشتید؟
می‌شد بمانیم و بعضی از دوستانمان هم ‌ماندند. اما من نرفته بودم که بمانم، از آغاز برنامه‌ام این بود که برگردم و بعد از گرفتن مدرک  هم کمتر از دو ماه طول کشید تا برگشتم. حتی برای جشن فارغ‌التحصیلی هم نماندم.
چه عجله‌ای داشتید برای برگشتن؟
عجله برای این بود که بالاخره با پول مردم و دولت رفته و درس خوانده بودم نه برای تفریح، باید برمی‌گشتم تا دین ام به مردم و جامعه را ادا کنم.البته اگر توانسته باشم!
با توجه به اینکه رشته‌ تحصیلی شما و شاخه‌ای که در آن مشغول به فعالیت هستید «عمران» است چه اندازه در راستای اهداف بسیج از تخصصتان بهره بردید؟
هر رشته‌ای که آدم بخواند می‌تواند فعالیتش در راستای اهداف بسیج را ادامه دهد. من مهندس عمران هستم و در این زمینه سعی می‌کنم روحیه‌ ایثارگری و بسیجی را به تصویر بکشم. فرد دیگری جامعه شناس است و با علم جامعه شناسی اش به جامعه‌ بسیجی و مردم خدمت می‌کند. خیلی تفاوتی ندارد که چه رشته ای خوانده باشیم و چه شغلی داشته باشیم؛ آن‌چه اهمیت دارد داشتن اهدافی در راستای اهداف بسیج است و تلاش برای جامه‌ عمل پوشاندن به آن و خدمت کردن به مردم با مسئولیت‌هایی که در جامعه بر عهده می‌گیرد.
شما برای پرورش دادن  روحیه‌ بسیجی و عملی کردن آن چه اقداماتی انجام داده‌اید؟
من از حدود 17 سالگی با جنگ آشنا شدم و دلیل اصلی و بنیادی آن، اندیشه‌های حضرت امام بود و در واقع اخلاصی که ایشان داشتند و نفَس پاک و

 شاید خیلی از دانشجو‌ها ندانند که من اهل جبهه و جنگ بوده ام. بیشتر سعی کرده ام که آن روحیه  بسیجی را در رفتار و عملم نشان بدهم تا تأثیر بیشتری داشته باشد. بچه مسلمان باید جلوه‌ اخلاق حسنه که حضرت رسول فرمودند باشد

افکارشان سبب شد که ما پا در این مسیر بگذاریم. خودم را نمی‌گویم اما آن دسته از دوستان که بسیجی حقیقی بودند و خلوص نیت داشتند و دارند به سبب همان نفس پاک بود که احساسش کرده و حقیقتش را دریافته بودند. ما هم این روحیه را پیدا کردیم که هر فعالیتی انجام می‌دهیم برای مردم و رضای خداوند متعال باشد. بسیج یعنی مردم و برای مردم کار کردن یعنی بسیجی بودن.
دانشجو بودید، سپس وارد مناطق جنگی شدید یا پس از اتمام جنگ آغاز به تحصیل کردید؟
خیر! من پیش از رفتن به دانشگاه هم در صحنه‌ جنگ حضور داشتم و اتفاقاً درگیر و دار عملیات والفجر 4 بود که خبر قبولی در دانشگاه تهران را گرفتم. از آن هنگام هم که دانشجو شدم باز خیلی جدی و به صورت مستمر در جنگ حضور داشتم و در عملیات‌ها شرکت می‌کردم تا اواخر سال 67 که جنگ تمام شد. هر زمان که عملیاتی در منطقه نبود باز می‌گشتم، کمی درس می‌خواندم و باز اگر جبهه نیازی داشت با توجه به آن نیاز عازم منطقه می‌شدم و درس را رها می‌کردم تا وقتی که بازگردم.
آسیب هم دیده‌اید در دوران جنگ؟  و این آسیب در ادامه‌ تحصیلتان خللی ایجاد نکرد؟
بله، در عملیات‌ مختلف که شرکت می‌کردم آسیب‌های مختلف دیدم و درصدی هم جانبازی دارم. حقیقتش سختی خاصی نداشت. زمان پیش از جنگ هم که محصل بودم سطح خوبی داشتم و بعد از جنگ هم که ادامه دادم خوب درس می‌خواندم و اتفاقاً معدل لیسانسم هم بالاست. به زبان دیگر چون پیش‌زمینه خوب و محکمی داشتم و در مدرسه  خوبی هم درس خوانده بودم هیچ گاه به مشکل بر نخوردم. برای کارشناسی ارشد هم دوباره کنکور سراسری شرکت کردم و پذیرفته شدم، دکترا نیز همچنین.
از بسیج چه تعریفی دارید آقای دکتر؟
بسیجی حقیقی کسی است که زمانه‌ خودش را بشناسد و با توجه به نیازهای زمان روحیه  بسیجی‌اش را حفظ کند و برای رسیدن به اهدافی که امام راحل و انقلاب داشته و دارند تلاش کند تا از آن‌ها حراست و حمایت کند. هرچند که ممکن است در این راه صدماتی بر او وارد شود از مالی گرفته تا جانی، باید بر هدفش استوار باشد و به راهش ادامه دهد. به نظر من طریق یک بسیجی واقعی این است.
به نظر شما «مجید مرادی» یک  بسیجی موفق است؟
حقیقت این است که در فضایی که ما به عنوان بسیجی حضور داشتیم اوج و نهایت آرزو و هدفمان این بود که به شهادت برسیم. در شرایطی که خطرات و مشکلات زیادی وجود داشت ما به آن نرسیدیم و من این را از نداشتن اخلاص خودم می‌دانم وگرنه به آن نهایت که شهادت بود نائل می‌شدم. از این جهت است که خودم را خیلی موفق نمی‌دانم.
در کلاس‌های درس چه اندازه اخلاق بسیجی را آموزش می‌دهید؟
راستش را بخواهید  بر این مسأله واضح تکیه نکردم، حتی شاید خیلی از دانشجو‌ها ندانند که من اهل جبهه و جنگ بوده ام. بیشتر سعی کرده ام که آن روحیه  بسیجی را در رفتار و عملم نشان بدهم تا تأثیر بیشتری داشته باشد. بچه مسلمان باید جلوه‌ اخلاق حسنه که حضرت رسول فرمودند باشد. حال در هر جایگاه و قالبی که هست خودش را نشان دهد. بالاخره ما هم آدمیم و ممکن است عصبانی بشویم یا خطایی داشته باشیم و بلغزیم اما آن‌چه مهم است حفظ روحیه  بسیجی است و نشان دادن آن در رفتار و عمل. من نیز تلاشم بر این است که به جای سخنرانی کردن در کلاس و موعظه‌های مستقیم و جدی که اغلب تأثیر عکس دارد با رفتارم بسیجی بودن را به دانشجویان نشان بدهم.
برای جوانان و نوجوانانی که شاهد رفتار شما نیستند چه توصیه‌هایی دارید؟
فی الواقع در جامعه  امروزی، جوانان و نوجوانان ما در فضایی بسیار متفاوت هستند و نسل آن جوانان که زمان ما بودند و ایده‌های ناب بسیجی داشتند رو به فراموشی‌اند. جوان باید آدم زمانه  خودش باشد و در زمان زندگی کند. نمی‌شود از جوانان انتظار رفتار دهه‌های گذشته را داشت زیرا تفکراتشان تغییر کرده است و در آینده نیز باز متغیر خواهد بود. جوانان باید در هر دوره ای که هستند و فضایی که زندگی می کنند اصول اخلاقی و اسلامی را رعایت کنند و به حواشی توجه نکنند. هدف اصلی شان رسیدن به منشأ و هدف اصلی اصول دین اسلام باشد؛ اگر هم در جامعه رفتاری ضد دین می‌بینند به اسلام نسبت ندهند و در پی یافتن منشأ باشند و رعایت دین. زیرا اخلاق بسیجی چیزی غیر ازدین اسلام نیست.
به نظر شما  جوهره  بسیجی بودن چیست؟ چه چیزی مایه قوام هویت بسیجی است؟
برای بسیجی بودن باید تفکر بسیجی داشت. این که صرفاً جوانان و نوجوانان ما به عضویت سازمان بسیج در آیند بدون این که به درک کاملی از تفکر بسیجی رسیده باشند. این نه تنها  به بسیج کمک نمی‌کند و به آن قوت نمی‌بخشد، بلکه آن را از درون ضعیف خواهد کرد.  این‌که در دانشگاه‌ها و اداره‌ها تشکل‌هایی به صورت رسمی ایجاد شده است و به فعالیت می‌پردازند، چیز بدی نیست اما باید مراقب بود که بسیج را از حالت مردمی بودن خارج نکند. این مسأله ممکن است باعث فاصله گرفتن بسیاری از جوانان مستعد از این فضا شود. زمان دانشجویی ما بسیج به این شکل رسمی وجود نداشت بیشتر حضور معنوی جوانان و دانشجویان بود.
چه پیشنهادی برای قوت بخشیدن به بسیج دانشجویی و جوانان بسیجی دارید؟
ما که آن زمان به بسیج پیوستیم و به زبان دیگر بسیجی شدیم تحت تربیت خاص و ویژه ای نبودیم. برای بسیجی شدن و بسیجی بودن، نیروی محرک اصلی اندیشه‌های سرشار از اخلاص امام بود که سبب جذب جوانان می شد و آن معنویت و ویژگی‌های انسانی و اخلاقی بود که ما را کشاند به بسیج. امروزه هم اگر اخلاق بسیجی را نشان بدهیم و جوانان  را با رفتارمان به سمت و سوی بسیج بیاوریم ماندگاری بیشتری دارد، بسیج را مردم می‌سازند و تشکیل می‌دهند./روزنامه ایران

نظرات

نظرات | 1 نظر
ali
1395/2/16 - 16:08
فرهنگ مهاجم، یک فرهنگ سلطه جو است که با اهداف خاصی در جهت بسط سیطره خود، برنامه ریزی و تلاش‌ می‌کند
rateup 0
 ratedown 0

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.