ion

فعالان عمرانی از دوران سازندگی می گویند

اجتماعی /
شناسه خبر: 314426

آیت الله هاشمی در دوران پس از جنگ گفتمان سازندگی و فعالیت های عمرانی را بر دولت حاکم کرد. دوران سازندگی که سال های 1368 تا 1375 را در بر می گیرد، موجب رونق فعالیت های عمرانی و ترمیم زیر ساخت های کشور شد.

ایران آنلاین / برای درک اهمیت این دوران و کارنامه آیت الله هاشمی در حوزه سازندگی با شماری از فعالان و پیشکسوتان حوزه سازندگی و عمرانی که عضو هیات مدیره سندیکای شرکت های ساختمانی ایران هستند گفت و گو کرده ایم. اعضای هیات مدیره این سندیکا به عنوان قدیمی ترین و مهمترین تشکل صنفی در این حوزه نکات و ناگفته های جالبی از رویکرد ایشان نسبت به بخش خصوصی و فعالیت عمرانی دارند. مهندس منوچهر ملکیانی فرد، مهندس جواد خوانساری، مهندس بهمن دادمان، مهندس محمد عطاردیان و مهندس محمود مصطفی زاده جایگاه فعالیت های عمرانی و سازندگی را در نگاه آیت الله هاشمی تشریح کرده اند که در ادامه می آید:

 


 

مهندس عطاردیان: به ما گفت بمانید و فعالیت کنید

بنده از 1339 در حوزه عمرانی فعال هستم. در سال 1357 عضو هیأت‌مدیره سندیکا شدم، زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شد، همان موقع هیأت‌مدیره سندیکا به دیدار ایشان رفتند. در آن دیدار گفتیم: «خیلی به ما ظلم می¬شود، ما تحت فشار هستیم و به ما طاغوتی و استثمارگر می¬گویند. تکلیف ما را مشخص کنید، سندیکای ما جزو بخش خصوصی است. بمانیم و کار کنیم یا از مملکت برویم؟» چند تن از دوستان عضو هیات مدیره سندیکا صحبت کردند. آقای رفسنجانی در پاسخ گفت: «اصلاً این مسائل مطرح نیست. شما نیروهای ارزشمند کشور هستید و باید دست و پای شما را ببوسیم که مملکت را بسازید» این موضوع زمانی بود که هنوز جنگ شروع نشده بود و تاکید کرد نظر امام و سیاست کشور هم این است که شما بمانید و فعالیت کنید.


البته مدتی بعد جنگ شروع شد. با شروع جنگ به خاطر محدودیت¬های ناشی از آن شرایط به کلی تغییر کرد. البته فعالیت های عمرانی جز در مناطق جنگی متوقف نشد. پروژه‌های بزرگی در دوران جنگ انجام ¬شد از جمله راه‌آهن بافق- بندرعباس که در سال 1360به بهره برداری رسید. ما در انجام پروژه‌ها شرکت می¬کردیم و ایشان هم بازدید می‌کرد. آقای هاشمی به شدت پیگیر مسائل بود و در اولین دیدار به ما توصیه کرد که اگر در کشورمانده اید باید بدانید که برای بقای خودتان مبارزه کنید. بخاطر دارم ایشان گفتند: «چون نیرویی که دارد بالا می‌آید ناآشنا است و این ناآشنایی به شما لطمه می‌زند. اگر از کشور نمی‌روید و می‌مانید باید برای بقای خود تلاش کنید و همه را آگاه نمایید» که البته ما فعالان بخش خصوصی و عمرانی هم به توصیه ایشان عمل کردیم.


موانعی که روبروی آقای هاشمی بود خیلی بزرگ بودند. اینکه گفتم کار ما سخت است، همان حرفی بود که ایشان به ما زد. گفتیم کار ما سخت است و ایشان هم به شوخی به ما گفتند کار خود را رها کنید و دنبال کار آبرومند بروید. به هر حال بعضی‌ها دنبال کار دلالی رفتند و برخی مهاجرت کردند. صحبت‌هایی اخیراً از قول آقای هاشمی در سایت‌ها خواندم که واقعا برای من جالب بود و آن صحبت این بود که «من رفتم پیش آیت الله بهشتی و گفتم چگونه تحمل می‌کنید این همه مظلومیت را، او گفت برادر نگران نباش آسیاب به نوبت! و من حالا این حرف را می‌فهمم و حالا مانند سنگ زیرین آسیاب هستم.». باید دقت کرد وی فرد کوچکی نبود و نقش زیادی در انقلاب و بعد از انقلاب داشت.

 

H---

 

ملکیانی فرد: احترام به متخصصان را به صورت ملموس حفظ می کرد

 

پس از آنکه آیت الله هاشمی به ریاست جمهوری رسیدند، سندیکای شرکت های ساختمانی به اتفاق جامعه مهندسان مشاور درخواست وقت ملاقات با ایشان کردند تا آمادگی خود را برای حضور در فعالیت های سازندگی اعلام کنند. نکته اصلی بحث ما این بود؛ «همانطور که سرباز خارجی برای دفاع از وطن نیامد، برای سازندگی هم باید از نیروی داخلی بهره ببرید و اجازه دهید اگر در این باره به لحاظ علمی و فناوری عقب ماندگی نسبت به رقبای خارجی دارند، خودشان از طریق تعامل و مشارکت با متخصصان خارجی این نقیصه را جبران کنند.» در واقع خواستیم تاکید کنیم که کلید طرح‌های عمرانی و سازندگی را در دست شرکت‌های خارجی قرار ندهید. ایشان مطلب را به خوبی درک کرد و فی¬البداهه پاسخ دادند: «آری! بهای در اختیار قرار گرفتن دانش خارجی پول است که می¬دهیم، نه کلید مملکت» یعنی اختیار تصمیم‌گیری را به شرکت خارجی واگذار نمی‌کنیم. از نظر من که آن موقع جوان تر بودم تفکر ایشان بسیار مترقی بود.
هر نوع قضاوت درباره انسان باید با در نظر گرفتن زمان و شرایط باشد. در سال 1392 در خدمت ایشان بودیم که گفت: «بعد از جنگ، کل موجودی کشور حدود یک میلیارد دلار بود و من آمدم در نماز جمعه خطبه¬ای را خواندم و گفتم ما جنگ‌طلب نیستیم و اهل تعامل هستیم که بلافاصله بعد از خطبه، اولین کشوری که با ما تماس گرفت آلمان بود و برای سرمایه‌گذاری اعلام آمادگی کردند.» بنابراین شرایط دشواری در آن داشتیم. این هم از شانس جامعه بود که ایشان که عاشق انقلاب و ایران بود عهده دار مسئولیت اجرایی کشور شد. در میان مشکلات بزرگی که ما در آن مقطع داشتیم می توانم بگویم اولین مشکل کشور بزرگ شدن دولت بود. بزرگ شدن دولت در زمان جنگ، برای جوابگویی به نیازهای مردم و تامین امنیت مرزهای کشور لازم بود. تا آنجا که دولت حتی تامین معیشت و خوراک مردم را برعهده گرفت. یعنی دولت به طور اتوماتیک تبدیل به پدر ملت شد و این بزرگ شدن و دولت‌سالاری، در طول 8 سال چنان نهادینه شد که هنوز هم آسیب آن را می¬بینیم و بعد از آن دولت هرگز نتوانست خود را کوچک کند و حتی با برخی تصمیمات دولت‌هایی مانند نهم و دهم بزرگتر هم شد. در آن شرایط که پول نبود، دولت‌سالاری رایج و جایگاهی برای بخش خصوصی باقی نگذاشته بود، اما وقتی آیت الله هاشمی آمد و سکان اجرایی کشور را به دست گرفت، شرایط خیلی تغییر کرد هر چند که به حد مطلوب شاید نرسید. برای تکمیل بحثم اجازه می خواهم به اصل 147 قانون اساسی اشاره کنم که می‌گوید: «دولت موظف است، در زمان صلح از افراد و تجهیزات فنی ارتش در کارهای امدادی، آموزشی، تولیدی و جهاد سازندگی، با رعایت کامل موازین عدل اسلامی استفاده کند در حدی که به آمادگی رزمی آسیبی وارد نیاید» باید دید چرا آن موقع نوشته¬اند با رعایت موازین عدل اسلامی، چون پیش‌بینی می‌شد اگر ارتش که اسلحه دارد به میدان سازندگی بیایند ممکن است رعایت حال کسانی که از قبل آنجا بوده¬اند را نکند. ولی خود آقای هاشمی در سال 92 که خدمت ایشان بودیم، گفت: «من فکر کردم اسلحه را از دست آقایان بگیرم و به جایش آنها را وارد کار سازندگی کنم اما نمی‌دانستم این طوری از مسیر خارج می¬شویم.» توجه داشته باشیم ما راجع به مردی صحبت می¬کنیم که گرچه سابقه مبارز سیاسی داشت، ولی تجربه اداره کشور به خصوص در شرایط بعد از جنگ را نداشت. به همین خاطر حتی ایشان حریف فرهنگ دولت سالاری نشد. به استناد آمار سازمان برنامه، در طول برنامه اول و دوم تعداد شرکت‌های دولتی دو برابر شد.


در سال 92 وقتی آقای هاشمی این حرف‌ها را ‌زد و او را ناراحت دیدم یاد این شعر سعدی افتادم که «مرد خردمند هنر پیشه را / عمر دو بایست در این روزگار/ تا به یکی تجربه آموختن/ با دگری تجربه بستن به کار» وقتی ایشان صحبت می¬کرد و از بعضی اقداماتی که در زمان خود با نیت دیگری شروع شده ولی به بیراهه رفته بود، یاد می¬کرد، بنده یاد حرف سعدی افتادم و اینکه اگر آقای هاشمی این بار نیت انجام کاری را داشت حتما با احتیاط بیشتری رفتار می‌کرد. من در ایشان هوش و استعداد زائدالوصف، علاقه وافر به انقلاب و ایران، علاقه بسیار به ساختن زیربناهای کشور و احترام به متخصصان را به صورت ملموس مشاهده می کردم. خصوصیتی در ایشان بود که متخصصان را جذب می¬کرد و از همین رو قوی¬ترین کابینه¬ها مربوط به دوران او بود. وی شجاعت نقد برخی از عملکردهای خود را داشت.

 

مهندس خوانساری: به دقت احوال ما و شرح کار فعالیت های عمرانی را می‌پرسید

 

حدود سال 1359 ما از آقای آیت الله منتظری وقت گرفتیم و طی ملاقات با ایشان در قم به بیان مشکلات خود پرداختیم که ایشان گفت تنها آدمی که در این باره اطلاعات کامل دارد آقای هاشمی رفسنجانی است. همان موقع وی به ایشان تلفن کرد و خواست به ما وقت ملاقات بدهد. ما خدمت ایشان در مجلس رسیدیم. در آن ملاقات ایشان مشاور حقوقی خود را به ما معرفی کرد؛ تا به مشکلات ما رسیدگی کند. در آن دوران ما مشکل زیادی داشتیم به خصوص اینکه وزارت بازرگانی واردات را ساماندهی کرده بود و در همان زمان میلگردهایی وارد شده بود که شکننده و غیرقابل استفاده بود و ما معترض بودیم که چرا بخش دولتی که دانش مهندسی ندارد این کار را انجام می¬دهد؛ مشاور حقوقی ایشان چند بار مرا به کمیسیون‌های مجلس برد و درخواست شد که خرید اجناس به بخش خصوصی واگذار شود. در این جهت انصافا ایشان به ما خدمت کردند. خود آقای رفسنجانی هم به کارهای بخش خصوصی علاقه داشت. بچه‌های ایشان از جمله محسن هاشمی نیز برای به سامان رسیدن مترو زحمت زیادی کشیدند.
آیت الله هاشمی زمانی به ریاست جمهوری رسید که ما دوران سخت و پر از بحرانی را پشت سر گذاشته بودیم. بعد از انقلاب و استقرار حکومت جدید، برخی از نهادها دنبال مصادره اموال بخش خصوصی بودند که در نتیجه‌ توان بخش خصوصی به سوی اضمحلال رفت. در این دوره فعالیت اغلب شرکت‌های بخش خصوصی متوقف و کارگران آن بیکار شده بودند. خیلی‌ از پیمانکاران کار را رها کرده و از کشور رفته بودند. اما وقتی آقای هاشمی رئیس جمهور شد، بلافاصله سازندگی کشور را شعار خود قرار داد و برنامه توسعه را در دستور کار قرار داد. هنر ارزنده ایشان این بود که سعی کرد از بخش خصوصی استفاده کند، از ابتدای مدیریت ایشان ساخت پروژه‌های بزرگی آغاز شد از جمله شروع مجدد فولاد مبارکه که در سال 1368 فعال شد. من خودم یکی از واحدهای فولاد مبارکه یعنی نورد گرم را می‌ساختم و شاهد بودم ایشان چند بار به آنجا سر زدند و پیگیر ساخت این کارخانه بزرگ بودند. پیمانکاران


پروژه‌های زیادی را در دوران ایشان ساختند و در دوران ریاست جمهوری ایشان، بنده به خاطر موقعیتی که در سندیکا داشتم در مسافرت‌های خارجی زیادی با ایشان و وزرای ایشان همراه بودم. آقای هاشمی دقت زیادی مخصوصا در پروژه¬های مهم نشان می¬داد. به خاطر دارم ایشان زمان افتتاح کارخانه بزرگ گندله‌سازی چادرملو که در دل کویر بود، گفت: «خیلی از مسئولان مملکت به من ایراد گرفتند که این کارخانه با قیمت گرانی تمام می‌شود؛ اما من معقتدم هرچه در راستای توسعه کشور سرمایه گذاری کنیم، باعث آبادی، تولید و رونق می شود» ایشان آن پروژه را افتتاح کرد که در سالهای بعد توسعه یافت و امروز بیش از 8 میلیون تن تولید دارد. در کنار آن نیز راه‌آهن و جاده آسفالته کشیده شده و روستاهای اطراف آن توسعه یافت.
چند پروژه را هم که ما ساخته بودیم. ایشان افتتاح کرد از جمله کارخانه لاستیک¬سازی کرمان که 25 میلیون تن لاستیک در سال تولید می¬کرد، در زمان افتتاح آن به دقت همه جزئیات را بررسی و پرس و جو می‌کردند. همسر ایشان هم همراه ایشان بود و به مسائل علاقه نشان می‌داد. باید اذعان کنم ایشان نابغه‌ای بود که در دوران ریاست جمهوری خود کمبودهای دوره قبل را برطرف کرد و توانست به میزان زیادی اشتغال ایجاد کند. حتی می توانم بگویم در دوران ایشان هیچ نهاد دیگری وارد کارهایی که بخش خصوصی انجام می¬داد، نشد.
به نظر من دوران ریاست جمهوری وی، دوران شکوفایی برای بخش خصوصی کشور بود. این بخش ساماندهی شد و پروژه¬های بزرگی مانند پالایشگاه، نیروگاه‌ها و... ساخته شد. ما هم نیروگاهی در ایرانشهر ساختیم که آقای هاشمی برای افتتاح آن آمد و من دیدم که ایشان چگونه به همه جزئیات پروژه توجه کرد. حتی زمانی که به دیدار ایشان می-رفتیم به دقت احوال ما و شرح کار را می‌پرسید. من معتقدم دوران ریاست جمهوری ایشان درخشان‌ترین دوران  بخش خصوصی بود به نحوی که بخش خصوصی توانست سدها، پالایشگاه‌، نیروگاه، کارخانه و... را که تا قبل از آن توسط خارجی¬ها ساخته می¬شد، بسازد.

 


مهندس دادمان: با اوج اشتیاق برای افتتاح پروژه‌ها می آمد

 

وقتی به دوره 8 ساله ریاست جمهوری آیت الله هاشمی برمی‌گردیم چند نکته کلیدی توجه ما را جلب می¬کند. در دوره‌ای که ایشان گام های اولیه سازندگی بعد از دوران جنگ را به عنوان رئیس¬جمهور برداشت شرایط کاملا نامناسبی در وضعیت کلی کشور حاکم بود؛ وضعیت اقتصادی نامساعد، خزانه خالی، تأخیر در پرداخت بدهی‌های خارجی و... از جمله این شرایط نامساعد بود. چرا که جنگ منشأ مشکلاتی درحوزه اقتصادی و تولیدی شده بود و دولت خزانه قابل قبولی برای اداره کشور نداشت. در روابط خارجی هم با مشکلات زیادی مواجه بودیم و کشورهای زیادی علیه ما موضع منفی داشتند. اگر از این زاویه به وضعیت آن روز نگاه کنیم متوجه می شویم اراده بسیار قوی لازم است تا کسی بتواند از موانع عبور کند و منابع لازم برای بازسازی و سازندگی کشور را تامین کند.
متاسفانه در آن دوره شمار فارغ‌التحصیلان و متخصصان ما کم شده و عده‌ای از آنها شهید و عده¬ای هم مهاجرت کرده بودند. اگر همه اینها را جمع کنیم، متوجه می¬شویم که دوران درخشان سازندگی، ناشی از شخصیت منحصر به فرد ایشان بوده که از موانع و مشکلات گذر کرده و روح تازه ای بر کالبد جامعه تزریق کرد. ایشان یک وجه شخصیتی داشت که هم در زندگی قبل از انقلاب و هم در تفکرات بعد از انقلاب قابل رصد است. آن ویژگی در واقع علاقه و ارادتی است که به امیرکبیر به خاطر خدمات مؤثرش به مردم و کشور داشت و تحقق این امر را در زندگی شخصی ایشان به غیر از جنبه های مذهبی و مبارزاتی، می¬توان در ورود ایشان به امر ساختمان‌سازی در دوران قبل از انقلاب دید که تناسب زیادی با فعالیت عمرانی، سازندگی و آبادانی دارد. در دوران پس از جنگ ایشان تحت تاثیر همین روحیه و علاقمندی،  این مسئله را به خوبی درک کرد که موقع و موعد یک خیزش برای آبادانی کشور است و وقوع این اتفاق جز با داشتن ذهن روشن، آغوش باز به روی همه ظرفیت های کشور و اعتدال در همه امور ممکن نبود. خوشبختانه ایشان بخاطر داشتن این ویژگی ها توانست مسیری که نهایت آن رشد و توسعه کشور بود را در پیش بگیرد و با دست خالی منابع لازم را سازندگی تامین کند. اگر چه وضعیت امروز از آن دوران بدتر نیست ولی آن موقع علاوه بر مدیریت منابع، اراده¬ای وجود داشت که منابع را در خدمت سازندگی به کار گرفته بود.
درست است که بعد از هر خرابی، نیاز به بازسازی وجود دارد. اما با توجه به مدیریت منابع انسانی و مالی و میزان تکیه بر نیروهای داخلی از شدت و ضعف برخوردار است. بنابراین سازندگی و بازسازی ممکن بود اتفاق بیفتد اما نه در این ظرفیت گسترده و با آن مدیریت فکورانه. چون ما سازندگی با چاشنی پوپولیستی را هم تجربه کرده‌ایم. بنابراین می‌توانیم این دو مدل را با هم مقایسه کنیم. ما دیده‌ایم دولتمردانی را که در برابر نظر کارشناس ها گفته اند: «بی¬خود کرده‌اند ...» و نتیجه آن را هم دیده¬ایم. فراموش نمی کنم  وقتی آقای هاشمی برای افتتاح پروژه‌های ما می¬آمد، با اوج اشتیاق می آمد. یکی از ایده هایش که با ما در میان گذاشت این بود که در طول ساحل دریای خزر یک کرویدور تعریف شود و در آن علاوه بر خطوط ریلی، آزادراه و بزرگراه، کانال قابل کشتیرانی هم ساخته شود تا از این طریق آب اضافی غرب مازندران را که اراضی به میزان کافی ندارد به اراضی شرق مازندران که حاصلخیز هستند ولی آب ندارند، منتقل کند. این یک ایده بزرگ و متعالی بود که فکر او را مشغول ساخته بود، می خواهم بگویم که ایشان استراتژی توسعه و بازسازی را توامان در ذهن داشت و در عین حال از مشی عوام‌فریبانه کاملا پرهیز می‌کرد.
در خصلت های فردی ایشان ویژگی های زیادی وجود دارد که از قضا در برداشتن موانع از پیش رو خیلی موثر بودند. مثلا بحث شجاعت ایشان از این منظر بسیار مهم است. این شجاعت باعث شد ایشان وارد وادی‌هایی شود که پیش از آن در کشور تجربه نشده بود. ساخت مترو از جمله این کارها بود. با توجه به اینکه ساخت مترو در زیرزمین بود و معلوم نبود با چه سرنوشتی مواجه شود چون تکنولوژی و تجهیرات و فناوری بالایی نیاز داشت، ورود به این طرح واقعا شجاعت می‌خواست. علاوه بر این آقای هاشمی هماهنگ کردن را هم خیلی خوب بلد بود. البته نفوذشان در ارکان اداری کشور به ایجاد هماهنگی کمک می‌کرد. از دیگر خصوصیاتش این بود که کار را جمعی پیش می برد و به همه اجزای کار توجه می‌کرد. بحث تقدم کار بر سیاست برای ایشان یک موضوع جدی بود و همه را برای کار به خط می‌کرد. همین  طور باید اشاره کنم صبر و حلم ایشان زیاد بود به طوری که طرف مقابل را تحت تاثیر قرار می داد و موانع را کنار می‌زد.

 


 

محمود مصطفی‌زاده: آینده نگری بی نظیری داشت

بعد از انقلاب کمبود نیروی متخصص و متعهد مشهود بود. تعدادی از نیروهای متخصص رفته بودند. باقی مانده هم جوان بودند و برخی تندروی ها در برابر متخصصان روند حرکت اقتصادی کشور را با مشکل مواجه کرده بود. آقای هاشمی در کارنامه خود کار مهمی انجام داد که آن هم پایه‌گذاری دانشگاه آزاد بود تا کمبود نیروی متخصص را جبران کند. از طرفی چون دانشگاه آزاد جزئی از بخش خصوصی به شمار می¬آمد ایشان در نظر داشت علم را وارد بخش خصوصی کند.
ایشان قبل از انقلاب هم علاقمند به سازندگی بود و در قم کار ساخت و ساز انجام می¬داد. وقتی وارد ریاست جمهوری شد با معضلات زیادی مواجه گردید. بحث بیکاری نیروهای آزادشده از جنگ، کارهای نیمه‌تمام قبل از انقلاب، مصادره کارخانه‌ها که با حداقل ظرفیت کار می‌کردند و... از جمله این معضلات و مشکلات بود، از طرفی آثار جنگ که بیش از یک سوم کشور ما مخصوصاً اراضی حاصلخیز غرب را با ویرانی مواجه کرده بود به مسئله اصلی تبدیل شده بود. ایشان سازندگی را با این تفکر دنبال کرد که ما باید خرابی‌ها را بازسازی و ارتباطات، راه و آزادراه و ... را بسازیم،  ساخت سد و عملیات های آبی متوقف شده را از سربگیریم.
البته ایشان در این مسیر با دو مشکل کمبود عمده یعنی کمبود منابع مالی و نیروی انسانی متخصص مواجه بود. چون شرکت های قوی پیمانکاری بعد از پیروزی انقلاب مصادره شده و نیروهایشان نیز به خارج از کشور رفته بودند. در این شرایط عمده بار فعالیت های عمرانی و سازندگی روی دوش نیروهایی که تازه وارد بازار کار شده بودند، افتاد. این امر اگرچه با آزمون و خطا همراه بود ولی همزمان انرژی جوانی را به پروسه آبادانی کشور تزریق کرد. به همین خاطر در دوران اول ریاست جمهوری آقای هاشمی کارها خوب پیش رفت اما در دوران دوم با تورم وحشتناک مواجه شدیم که علت آن به کمبود تخصص در برنامه‌ریزی ها بر می‌گشت. مثلا آقایان در سازمان مدیریت پیش‌بینی نکرده بودند که اگر در حوزه عمرانی پروژه‌ها دیرتر از موعد خاتمه یایند، این مسئله عامل تورم می¬شود. همان تورم پیمانکاران را در دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی اذیت کرد اما نه به اندازه اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 که اصلا نتوانیم کار کنیم. ما خودمان در آن دوره کارهای زیربنایی زیادی انجام دادیم از جمله کارهای سرب و روی زنجان و بخشی از کارهای طلای موته را که ایشان آمد و افتتاح کرد. شرکت ما در آن دوران بخشی از توسعه مخابرات، آزادراه قزوین - زنجان و... را انجام داد.  
به نظرم من آینده نگری آقای هاشمی در قبال دانش و کسب علم بی نظیر بود. در شرایطی که بخش عمده ای از نیروی انسانی متخصص کشور یا در خارج بودند و یا در طول جنگ شهید شده بودند؛ یکی از کارهای ایشان تربیت نیروی انسانی کارآمد و مدیران اجرایی با دید باز بود. بخاطر همین فراست و رویکردش بود که در امرآموزش و پرورش و دانشگاه¬ها سرمایه‌گذاری خوبی در آن دوران صورت گرفت. همچنین در تشکیل احزاب و NGOها قدم‌های خوبی برداشته شد. در رابطه با پیمانکاران سازنده، صنعت احداث به جایگاه شایسته رسیدند و در ادامه در دولت اصلاحات تا حدودی پخته شدند و توان اجرای کارهای بزرگ را کسب کردند./ شاهد یاران

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.