ion

کاوه میرعباسی شصت و سه ساله شد

فرهنگی /
شناسه خبر: 339754

کاوه میرعباسی اول فروردین 1334 به دنیا آمد؛ یعنی تا همین چند روز پیش روی، شصت و سه ساله می‌شود. نخستین تجربه‌های نوشتنش در نشریه‌ کیهان بچه‌ها به سردبیری عباس یمینی شریف رقم خورد.

ایران آنلاین /  حسن همایون روزنامه نگار / کاوه میرعباسی اول فروردین 1334 به دنیا آمد؛ یعنی تا همین چند روز پیش روی، شصت و سه ساله می‌شود. نخستین تجربه‌های نوشتنش در نشریه‌ کیهان بچه‌ها به سردبیری عباس یمینی شریف رقم خورد. دوازده سال را پر نکرده بود که پایش به یکی از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین نشریه‌های ایران باز می‌شود. در روایت آن روز‌ها به «ایران» می‌گوید:«من نوشتن و ادبیات را با خلق داستان شروع کردم. سال 1346 نوجوان بودم  که داستانی از من در نشریه کیهان بچه‌ها چاپ شد و آن داستان سبب همکاری با این نشریه شد تا دو سال بعد هم ادامه پیدا کرد. برای کیهان بچه‌ها بیش‌تر ترجمه می‌کردم و کمتر خودم می‌نوشتم، اما سردبیر می‌گفت کسی که می‌تواند بنویسد، لزومی ندارد ترجمه کند و ‌گفت دیگر از من ترجمه چاپ نمی‌کند، از من ‌خواست خودم دست به قلم شوم و داستان خلق کنم، من اما به‌دلیل لجبازی کودکانه به حرفش گوش نکردم و از کیهان بچه‌ها خداحافظی کردم.»

آقای مترجم و نویسنده اما چند دهه بعد به حرف عباس یمینی شریف می‌رسد و پس از سال‌ها ترجمه آثار مهمی از ادبیات جهان از زبان‌های اسپانیایی و فرانسه به فارسی، داستان‌ نوشتن را جدی‌تر می‌گیرد و رمان پلیسی «سین مثل سودابه» را می‌نویسد. انتشار این رمان بیش‌ از پیش توجه‌ها را به او جلب ‌کرد، اما مسأله او ادبیات است، نه جلب توجه. کاوه میرعباسی در این‌باره می‌گوید:«با نگاهی به عمرم می‌بینم، مهم‌ترین عامل هدایت‌کننده زندگی‌ام ادبیات و هنر بوده است و من عاشق ادبیات و هنر بودم و هستم.» به هوای ساخت و تولید فیلم سینمایی از اسپانیا به ایران بازمی‌گردد و اما تلاش‌هایش در این عرصه آنچنان که باید پیش نمی‌رود و به ادبیات و ترجمه ادبی دل می‌بندد.
کاوه میرعباسی درباره انگیزه بازگشتش از اسپانیا گفت:«من در اسپانیا آکادمی زبان داشتم و زندگی مالی خوبی هم داشتم، حتی سال‌های آخر فعالیتم در آکادمی بی‌نیاز بودم که خودم هم تدریس کنم. زمانی گذشت دیدم اصلاً چشم‌انداز خوبی نیست من تا آخر عمرم در کار تدریس باشم و همه عمرم را برای این کارم بگذارم. به امید سینما به ایران بازگشتم ولی آن‌طور که می‌خواستم نشد و به ادبیات و ترجمه پرداختم. از سال 1379 تاکنون هم که قریب بیست سال می‌گذرد، هیچ کاری غیر از ادبیات نکردم. از چند سال پیش در کنار ترجمه، به خلق رمان هم پرداختم.»
 نخستین ترجمه کاوه میرعباسی با عنوان «افسانه‌های مجارستانی» نوشته اوژن بنزس سال 1350 در نشر امیرکبیر منتشر شد، در نیم قرن گذشته ده‌ها عنوان کتاب به قلم این مترجم به فارسی درآمده است. او عموماً روایت‌های خلاق و آثار ادبیات نخبه‌گرا را انتخاب و به فارسی ترجمه کرده و شمار زیادی از آثار مهم ادبیات اسپانیا را به فارسی زبان‌ها معرفی کرده است و از راهی که آمده نه تنها گله ندارد بلکه احساس خوبی دارد و در این‌باره می‌گوید: «هیچ چیز ایده‌آل نیست اما از حاصل عمرم راضی‌ام.»

آقای مترجم بهار دیگری را پیش‌رو دارد، او از همزمانی تولدش و عید نوروز در سال‌های کودکی دل خوشی ندارد، زیرا هدیه تولدش و هدیه نوروز یکی می‌شد، در حالی که انتظار داشت برای هر کدام از این مناسبت پیشکش‌های جداگانه بگیرد. او اما این سال‌ها دیگر در قید و بند هدیه نیست و زندگی را یکسره موهبتی بزرگ و بی‌بدیل می‌داند.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.