ion

اروپا در دوراهی استقلال سیاسی یا منافع اقتصادی

سیاسی /
شناسه خبر: 369586

چالش‌های ترامپ برای اعمال فشار بر ایران در گفت و گو با دکتر امیرحسین طاهری

ایران آنلاین /  دولت امریکا در شرایطی با تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهوری این کشور از توافق هسته‌ای خارج شده است که این اقدام کلیه تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران را در مقاطع سه و شش ماهه باز خواهد گرداند. این رویداد که با وجود مخالفت صریح سایر اعضای برجام مواجه شده، با توجه به جایگاه اقتصادی و سیاسی امریکا در معادلات جهانی و ارجحیت شمار زیادی از شرکت‌های بین‌المللی در حفظ تعاملات اقتصادی با این کشور، دشواری‌های قابل انتظاری را پیرامون حفظ برجام به تصویر کشیده است... با امیر حسین طاهری، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین‌الملل درباره ابعاد و پیامدهای سیاسی و اقتصادی کناره‌گیری واشنگتن از برجام گفت‌و‌گو کردیم.

   امریکا در حالی تصمیم به خروج از توافق هسته‌ای با ایران گرفت که اغلب کشورهای بزرگ جامعه بین‌الملل به استثنای معدودی از کشورها بر لزوم حفظ آن تأکید داشتند. مقام‌های امریکایی چه هدفی را زیر سایه این تصمیم دنبال می‌کنند؟
ترامپ با خروج از برجام سیطره و قدرت هژمونیک امریکا را در برابر اروپا و استیصال اروپا را در مقابل یک رهبری هژمونیک در یک نظام تک قطبی به نمایش گذاشت. اگر بخواهیم اقدام امریکا را از منظر نظریه‌های بین‌المللی و در قالب نظریه ثبات هژمونیک تحلیل کنیم باید گفت این اقدام نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ جهانی اگر چه ممکن است درخصوص موضوعات اقتصادی با یکدیگر وارد جنگ تجاری شوند اما در خصوص موضوعات امنیتی و راهبردی در عرصه جهانی با یکدیگر اتفاق نظر داشته و کسب قدرت غالب (هژمون) را لازمه اقتصاد آزاد در سطح جهانی می‌دانند. یعنی دنیا باید دارای یک سرکرده یا رهبر باشد به نحوی که فقط او سیطره خود را در سراسر جهان بگشاید و نظام بین‌الملل یکسانی ایجاد کند و ثبات سیستم را طوری حفظ کند که اقتصاد آزاد در دنیا یک سلسله کالاهایی را تحت عنوان کالاهای همگانی تولید کند.
امریکا در احیای رویکرد یکجانبه گرایانه خود با خروج از برجام و در راستای منافع، راهبردها و اتحادهای آن کشور در خاورمیانه یک تصمیم سیاسی یکجانبه گرفته که در حوزه‌های مختلف به مرحله اجرا گذاشته شده است.
  این رویکرد یکجانبه‌گرایی که اشاره کردید بر پایه چه مؤلفه‌هایی استوار است؟ وزیر امور خارجه امریکا بعد از خروج این کشور از توافق، راهبرد تازه‌ای را برای مواجهه با جمهوری اسلامی تشریح کرد که بسیاری از تحلیلگران این استراتژی را که با طرح شروطی برای ایران همراه بود، فرضی خوش بینانه و دست نیافتنی توصیف کرده‌اند. آیا هدف دولتمردان امریکا از تدوین چنین راهبردی، تغییر رژیم در جمهوری اسلامی است یا بواقع آنها معتقدند ایران تحت تحریم و فشار می‌تواند این خواسته‌ها را بپذیرد؟
راهبرد جدید امریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، راهبردی بلند پروازانه است. در واقع امریکا این راهبرد را همراه با اعمال سخت‌ترین تحریم‌های مالی به منظور دستیابی به یک توافق جدید که بتواند جمهوری اسلامی را از مؤلفه‌های راهبردی قدرت تهی کند، طراحی کرده است. اما باید دید این رویکرد چقدر واقع بینانه است؟ چه تعداد از متحدان واشنگتن فراتر از سعودی‌ها و اسرائیلی‌ها به این کار زار می‌پیوندند؟ درک ارتباط اهداف اصلی سیاستمداران کنونی امریکا در خروج از برجام و راهبرد جدید این کشور در قبال ایران از اهمیت بسزایی برخوردار است. در واقع علت اصلی این اقدام امریکایی‌ها به پیشینه تاریخ خصومت‌آمیز دو کشور در دهه‌های گذشته پس از انقلاب ایران باز می‌گردد. دولت‌های مختلف ایالات متحده از همان آغاز در ضدیت با ایران به‌دلیل وحشت از به خطر افتادن بیشتر منافع امریکا در خاورمیانه، از تمامی ابزارهای ممکن استفاده کرده‌اند. تلاش برای انجام کودتا، حمایت از شورش‌های مسلحانه داخلی در اوایل انقلاب، تحریم اقتصادی، حمایت نظامی از عراق برای حمله به ایران، تهدید به حمله مستقیم نظامی علیه تهران، تلاش برای منزوی کردن ایران در منطقه و سطح بین‌المللی و... تنها گوشه‌ای از دشمنی چندین دهه‌ای امریکا با جمهوری اسلامی ایران است. لذا در شرایط کنونی نیز علت اصلی لغو برجام و همچنین راهبرد جدید امریکا در قبال ایران را می‌توان در تداوم تخاصم راهبردی امریکا با ایران در طول 4 دهه گذشته تفسیر کرد، اگرچه میان دولت‌های مختلف ایالات متحده در اتخاذ روش مقابله با ایران تفاوت تاکتیکی مشاهده می‌شود.
دشمنی تاریخی دو کشور در حالی است که دولت پیشین امریکا حداقل در سیاست‌های اعلامی خود تأکید داشت که سیاست تغییر رژیم ایران را دنبال نمی‌کنند نگاه دولت ترامپ نسبت به این رویکرد چگونه دنبال می‌شود؟ آنها شرایط غیر ممکنی را برای ترمیم رابطه با تهران مطرح کرده‌اند.
تأمل در شروط ۱۲ گانه امریکا این شائبه را تقویت می‌کند که هدف نهایی امریکا تغییر رژیم سیاسی در ایران است. در نخستین نگاه، شروط جدید اعلام شده و بالا بودن سقف انتظارات امریکا برای رسیدن به یک توافق جدید گسترده با ایران را نمی‌توان واقع بینانه تلقی کرد. کما اینکه برخی مقامات اروپایی از جمله فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز درخواست‌ها و تهدیدات امریکا را گسترده، بزرگ و غیرعملی توصیف کرده‌اند. برای آنکه تحریم‌های امریکا بتوانند تأثیرات لازم را علیه ایران داشته باشند، باید کشورهای جهان با آن همراه شوند و یک اجماع بین‌المللی علیه ایران شکل بگیرد. برخلاف سال‌های ۲۰۱۳ میلادی که تحریم‌های امریکا توانست طیف وسیعی از کشورهای جهان را علیه جمهوری اسلامی متحد کند، در حال حاضر اجماع جهانی برای همراهی با تحریم‌های اعلام شده امریکا وجود ندارد.
   امکان موفقیت ترامپ برای اجرای سیاستش علیه ایران با بهره‌گیری از سیاست تحریم تا چه اندازه محتمل است؟
بازگشت تحریم‌های امریکا علیه ایران مشکلات و چالش‌هایی را در دو بعد قانونی و دیپلماتیک برای امریکا خواهد داشت. نخستین مانع و چالش قانونی، ضرورت ایجاد ساختاری قانونی برای وضع مجدد تحریم‌ها علیه ایران است. چرا که تحریم‌هایی که امریکا پیش از برجام علیه ایران اعمال کرد، یکی از پیچیده‌ترین سازو کارها در تاریخ امریکا بود که شامل قوانین چندگانه از جمله فرامین اجرایی و صدها صفحه قوانین فدرال می‌شد. دولت اوباما در اجرای برجام، درواقع قوانین فدرال را از نو نوشت؛ بیش از ٤٠٠ مقام، شرکت و واحد حکومتی، ایران را از فهرست تحریم‌های امریکا خارج و چندین صفحه راهنمای دقیق منتشر کردند که برجام را برای دولت‌های خارجی و بخش خصوصی توضیح می‌داد. با وجود این، بسیاری از شرکت‌های خارجی با گذشت نزدیک به سه سال از توافق اتمی وین، هنوز سردرگم هستند و نمی‌دانند چگونه اقدام کنند تا گریبان‌گیر تحریم‌های امریکا نشوند. علاوه بر این موانعی دیپلماتیک نیز وجود دارد که عبارتند ازچالش‌های دیپلماتیکی که ترامپ برای اقناع دولت‌ها و شرکت‌های خارجی برای قطع تجارت خود با ایران با آن روبه‌رو است دولت‌های «بوش» و «اوباما»، در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ یک تلاش دیپلماتیک پیچیده و چندجانبه را به‌منظور اقناع دولت‌ها و شرکت‌های خارجی برای پیوستن تحریم‌ها علیه ایران دنبال کردند. به‌طوری که حتی در مواردی که دولت‌ها رسماً تحریم‌های خود را عملی نکردند، امامحتاطانه به بخش‌های تجاری کشورهایشان فشار می‌آوردند تا از تحریم‌های امریکا تبعیت کنند. این در حالی است که بعد از خروج امریکا از برجام روح همکاری میان این کشور و شرکایش که از خروج امریکا از توافق هسته‌ای ناراضی هستند، وجود ندارد.
علاوه بر این قانع ساختن خریداران نفت ایران برای کاهش خرید خود، بزرگ‌ترین چالش دیپلماتیک ترامپ برای اعمال دوباره تحریم‌های نفتی علیه ایران است. دولت اوباما در سال‌های ٢٠١٢ و ٢٠١٣، خریداران را قانع کرد که واردات خود از نفت خام ایران را تا تقریباً ۵٠ درصد کاهش دهند. اروپا نیز به‌صورت مؤثر واردات نفت ایران را حذف کرد، در حالی که خریداران بزرگی مثل چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی، خرید خود را تا روزانه صدها هزار بشکه کاهش دادند. کشورهایی هم که به واردات نفت از ایران ادامه دادند، موافقت کردند که پرداخت‌های خود را در حساب‌های سپرده نگه دارند که دسترسی ایران را به عایدات حاصل از فروش نفت باقیمانده محدود می‌کرد. از اوایل ٢٠۱۶که تحریم‌ها تعلیق شد، صادرات نفت ایران ازسر گرفته شد و در ٢٠۱٧ به دو میلیون بشکه در روز رسید. چین و هند بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت خام ایران هستند و کره جنوبی، ژاپن و چند کشور اروپایی هم مقادیر قابل توجهی از نفت ایران را می‌خرند. با توجه به افزایش تنش‌ها میان پکن و واشنگتن بر سر مسائل تجاری و سرمایه‌گذاری، بعید به‌نظر می‌رسد چین به‌طور خاص خرید خود از نفت خام ایران را کاهش دهد. مضافاً اینکه با وجود آنکه دولت‌های اروپایی به‌صورت گسترده از تحریم‌ها علیه ایران بین سال‌های 2010 و 2016 حمایت کردند، همین دولت‌ها امروز به خاطر عصبانیت از ترامپ بابت خروج از برجام و تنش‌های تجاری و محیط زیستی فعلی امریکا-اروپا، بر سر سیاست تجاری، در برابر فشارها آینده امریکا برای تحدید واردات نفت و تجارت با ایران مقاومت خواهند کرد.
  اروپایی‌ها در سطح سیاسی مواضع جدی برای حفظ برجام نشان داده‌اند، آیا اهمیت برجام و خواست حفظ آن از گزند تحریم‌های فرامرزی امریکا به اندازه‌ای است که آنها نیروی خود را برای حفظ منافع اقتصادی ایران در چارچوب برجام بسیج کند؟
قدرت‌های جهانی(روسیه، چین و اروپا)در دو راهی اتخاذ تصمیم سرنوشت ساز در روند شکل‌گیری نظام نوین بین‌المللی قرار گرفته‌اند. لذا از آنجا که «یکجانبه‌گرایی» را بر نتابیده و به‌دنبال ایفای نقش به‌عنوان بازیگرانی جدی در عرصه تحولات بین‌الملل به‌منظور به‌تصویر کشیدن یک «نظام چند قطبی» برای آینده جهان بوده و هستند (شکل‌گیری اتحادیه اروپا نشان دهنده علاقه رهبران اروپا  به بازیگری مستقل به‌عنوان یک قدرت جهانی بوده است اگرچه روسیه و چین از اروپایی‌ها موفق‌تر عمل کردند و اراده خود را در تحولات بین‌المللی مؤثرتر نشان دادند) بنابراین رفتارهای ترامپ از جمله خروج امریکا به‌عنوان کشوری با بیشترین آلودگی‌های زیست‌محیطی از پیمان پاریس و همچنین خروج از برجام موجب شکل‌گیری اراده مستقل‌تر رهبران اروپایی و در عین حال موجب نگرانی وعصبانیت اروپا می‌شود. اکنون مقامات اروپایی باید بین منافع اقتصادی واستقلال سیاسی انتخاب کنند. تنزل در حد کشورهایی معمولی در درون «نظام تک قطبی» به رهبری امریکا در مقابل ایفای نقش به‌عنوان اتحادیه اروپا وبه‌عنوان یک «قطب» قدرت در «نظام چندقطبی» می‌تواند نتیجه تصمیم حساس اروپا در این مقطع تاریخی باشد که البته چنین تصمیمی(اتحادیه اروپا و به‌عنوان یک «قطب» قدرت در «نظام چندقطبی») می‌تواند راه را برای ارائه تضمین لازم برای اجرای برجام -که اروپا آن را یک پیمان خوب برای امنیت وصلح جهانی والگوی موفقی برای حل مناقشات بین‌المللی می‌داند- هموار سازد.
   راهکارهای احتمالی که ممکن است در پیشنهادهای اروپا گنجانده شوند تا آنها به نحو سازماندهی شده‌ای تحریم‌های امریکا را دور بزنند چیست؟
پاسخ به این سؤال در واقع تبیین‌کننده نقشه راه اروپا برای دورزدن تحریم‌های امریکا علیه ایران است در این رابطه احیای قانون مقابله با تحریم‌های امریکا موسوم به «قانون انسداد» که امکان حفاظت از شرکت‌های اروپایی طرف قرارداد با ایران را مهیا می‌کند، می‌تواند راهگشا باشد. اتحادیه اروپا می‌تواند به تجارت خود با ایران از طریق بلوکه کردن (مسدود) تحریم‌های امریکا علیه شرکت‌ها و بانک‌های ‏اروپایی که مشغول تجارت با ایران هستند، ادامه دهد و همچنین می‌تواند ‏قانونی را تصویب کند که تحریم‌های امریکا بر نهادها و شرکت‌های اروپایی که مشغول تجارت با ایران ‏هستند را باطل بداند. همانطور که این اتحادیه در اعتراض به تحریم‌های ایران و لیبی در سال ۱۹۹۶ که توسط ‏کنگره به‌ تصویب رسیده بود به‌همین اقدام فوق مبادرت ورزید. در این راستا، اتحادیه اروپا یک «مقررات ‏مسدوسازی» مبتنی بر اینکه تحریم‌های امریکا که دارای اثرات فراسرزمینی هستند اشتباه است را ‏تصویب کردند. بنابراین شرکت‌ها و بانک‌های اتحادیه اروپا که هیچ منافعی در امریکا ندارند احتمالاً نسبت به جریمه‌های گسترده‌ای که از سوی وزارت خزانه‌داری امریکا بر آنها تحمیل خواهد شد می‌توانند از خود ‏محافظت کنند که البته در همین راستا چراغ سبز کمیسیون اروپا به شرکت‌های تجاری طرف قرارداد ایران برای محافظت از آنها در برابر تحریم‌های تنبیهی احتمالی امریکا که در قالب بیانیه‌ای اعلام شد گویای عزم راسخ اروپا حداقل در این مرحله - است تا برجام را بدون امریکا زنده نگاه داشته و رویکرد استقلال طلبانه اروپا نیز نمود عینی پیدا کند. در واقع اجرای فرآیند قانون انسداد تحریم، ضمن هویت بخشی به نقش حاکمیتی اروپا در عرصه بین‌الملل، جلو هر نوع حکم تحریمی دادگاه‌های امریکایی علیه شرکت‌های تجاری در حال مراوده با ایران را خواهد گرفت و هیچ حکمی را به رسمیت نخواهد شناخت. در واقع اتحادیه اروپا قصد دارد رعایت تحریم‌های دولت امریکا را برای شرکت‌های اروپایی ممنوع کند و از دولت‌های اروپایی بخواهد برای اجتناب از جریمه شدن توسط امریکا، به بانک مرکزی ایران مستقیماً پول انتقال دهند. (اگرچه خروج امریکا از برجام، نگرانی‌هایی را در برخی شرکت‌ها از جمله توتال ایجاد کرده است. گروه انرژی فرانسوی توتال با وجود هزینه ۹۰ میلیون دلاری در فاز۱۱ میدان گازی پارس جنوبی، اعلام کرده اگر نتواند از امریکا معافیت بگیرد ناچار است از این پروژه خارج شود). یکی دیگر از راهکارهای اتحادیه اروپا برای دورزدن تحریم‌ها سو‌گیری به‌ سمت یورو، در تجارت با ایران به‌منظور غلبه بر دلار امریکایی است. به‌عنوان نمونه می‌توان به طرح تغییر ارز تبادلی از دلار به یورو برای خرید نفت ایران اشاره کرد. (همانند تبادل نفتی با یوان توسط چین که در تبادلات ارزی بین‌المللی انرژی در شانگهای انجام گرفت) در واقع چین تجربه دورزدن تحریم‌های امریکا را با استفاده از روش‌های خاص دارد. فرانسه در تلاش است ابزار اقتصادی اروپا را برای دورزدن تحریم‌های امریکا ضد ایران به‌کار گیرد و پیشنهادهایی همچون استفاده از بانک سرمایه‌گذاری اروپایی، بانک مرکز اروپایی یا دیگر ابزارها از سوی فرانسه مطرح شده است. می‌توان گفت هم تجارت نفت با یوان و هم تبادلات ارزی با یورو، قادرند از قدرت جهانی دلار امریکا بکاهند. شاید بتوان گفت استفاده از یوان، ین، یورو و روبل برای تبادلات خارجی از طریق بانک‌های مخصوص یا متعلق به دولت‌ها ممکن است به معنی پایان تحریم‌های امریکا برای تنبیه کشورها باشد. در واقع نقش جهانی یورو، ممکن است بازی را در طرح تجدید تحریم‌های ترامپ تغییر دهد. بدون شک عدم تعیین جایگزینی برای ارز امریکا و عدم قطع کردن ارتباط تجاری شرکت‌های اروپایی با چرخه دلار، با توجه به تهدیدهای امریکا مبنی بر جریمه کردن و قطع کردن ارتباط تجاری شرکت‌های اروپایی با چرخه دلار می‌تواند احساس ضرر را در آنها تقویت کند. یکی دیگر از راهکار‌های اروپا در مقابله با خروج از برجام پیشنهاد تأسیس بانک ویژه ایران در اروپا برای دورزدن تحریم‌هاست به‌طوری که بانک‌های مرکزی اروپایی یک بانک مختص ایران تأسیس کنند، تا این بانک بتواند با تکیه بر حاشیه امن سهامداران خود، بدون ترس از تحریم‌های امریکا موانع ر ا رفع کند. شاید برای نخستین بار در طول تاریخ است که اروپا سعی دارد از زیر چتر امریکا خارج شده و مستقل عمل کند. در تکمیل موضوع بحث باید گفته شود از آنجا که مسائل بانکی از مهم‌ترین موضوعات جریان تحریم‌ها خواهد بود، عدم دسترسی به سوئیفت، اخلال در روابط کارگزاری و چالش‌های پیش روی تعاملات بانکی از جمله مشکلات احتمالی پیش رو است و باید برای آنها روش‌های جایگزین اندیشید. اگر اروپا به‌دنبال حفظ برجام باشد باید بر ارتباطات بانکی خارج از سوئیفت متمرکز شود و همان‌طور که اشاره شد در صورت لزوم بانک‌های مرکزی کشورهای اروپایی یک بانک مختص ایران تأسیس کنند که بتواند با تکیه بر حاشیه امن سهامداران خود، بدون ترس از تحریم‌های امریکا موانع را دور بزند. این وضعیت فرصت خوبی است تا اروپا نشان دهد که تصمیم آن یک تصمیم سیاسی مبتنی بر حفظ برجام است و با این حرکت استقلال خود را از امریکا نمایش خواهد داد. خروج امریکا به‌صورت یکطرفه اروپا را در موقعیتی قرار داده که باید تصمیمات حساب شده، مبتنی بر منافع و دقیقی اتخاذ کند که کلان‌ترین آن، تصمیم برای تشکیل یک بانک اختصاصی برای ایران است. راهکار دیگر اروپا می‌تواند ایجاد یک مسیر دسترسی جایگزین به جای سوئیفت باشد؛ چرا که سوئیفت کاملاً قابل رصد است و براحتی می‌تواند منجر به آسیب اعضا شود؛ در نهایت تضامین مکفی که باید اروپا در قبال قراردادهای منعقد شده با ایران ارائه کند. لذا استفاده از ارزمحلی در معاملات، معامله پایاپای و روش‌های مختلف تعامل تجاری غیردلاری نیز باید مورد توجه قرار گیرند. توان ایستادگی در قبال این هجمه در گرو اجرای سیاستگذاری چندجانبه و جامع خواهد بود.
   شرکای غیراروپایی ایران از جمله چین که از جمله مهم‌ترین کشورهای طرف تعاملات تجاری با کشورمان به‌شمار می‌آید در این مواجهه اقتصادی چه رویکردی در پیش خواهد گرفت؟
«چین به دلایل امنیت ملی، راه‌هایی را برای دور زدن جایگاهی که بخش بانکی امریکا از آن برخوردار است خواهد یافت.» طی ۵ سال گذشته، چین اقدام به تأسیس نهادهایی موازی با نهادهای پولی و مالی نظیر بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول کرده و تلاش نموده «یوان» را به‌عنوان یک ارز بین‌المللی مطرح سازد. این کشور احتمالاً بدون توجه به اقدامات ترامپ، حضور خود در ایران را تقویت خواهد کرد. علاوه بر این، امریکا برای اعمال دیپلماسی فعال در جهت اعمال فشار اقتصادی بر ایران همچنین، به دو کشور دیگر نیاز دارد که چالش‌های مهمی را برای امریکا به‌وجود آورده‌اند؛ روسیه و ترکیه. دولت ترامپ باید روسیه را قانع کند که با‌وجود تشدید تنش‌ها میان واشنگتن و مسکو، برنامه‌های اعلامی خود برای سرمایه‌گذاری ده‌ها میلیارد دلار در بخش نفت و گاز ایران را متوقف کند. ترکیه هم پیش از برجام در خنثی‌سازی تحریم‌های ایران نقش مؤثری داشت و در شرایط کنونی نیز با توجه به روابط تنش‌آلود واشنگتن با آنکارا، معلوم نیست که با تجدید فشار امریکا علیه ایران همکاری کند. لذا با توجه به این شرایط باید طی ماه‌های آینده منتظر رویارویی‌های متعدد میان امریکا و کشورهای مختلف بر سر تحریم‌های امریکا بود. اکنون که بازیگران بزرگ جهانی، انگیزه کافی برای یافتن راه‌های دورزدن هژمونی دلار را یافته‌اند، هیچ دلیل فنی‌ای وجود ندارد که نتوانند در این کار موفق شوند. در واقع می‌توان گفت در صورت همکاری واقعی بانک‌های اروپا و چین زوال نقش دلار در تجارت بین‌المللی در چنین شرایطی محتمل است، چرا که اکنون بازیگران بزرگ جهانی، انگیزه کافی برای یافتن راه‌های دورزدن هژمونی دلار را یافته‌اند.
   خروج امریکا از برجام در حالی با مخالفت کشورهای اروپایی مواجه شده است که مباحث ادعایی امریکا همچون توان موشکی و نقش آفرینی منطقه‌ای ایران دارای وجوه مشترکی با ادعای دولت‌های اروپایی است. آیا در شرایطی که امریکا از برجام خارج شده و اروپا با ماندن در برجام مخالفت صریح خود را با این موضوع نشان داده، امکان اجماع و هماهنگی امریکا و اروپا برای واداشتن ایران به گفت‌و‌گو درباره مباحث موشکی وجود دارد؟ به‌عبارت دیگر امریکا با خروج از برجام توان ائتلاف‌سازی علیه ایران را دارد؟
نکته قابل توجه این است که اگرچه امریکا و اروپا در حوزه اقتصادی ممکن است جنگ تجاری داشته باشند اما درخصوص موضوعات امنیتی و راهبردی با یکدیگر اتفاق نظر دارند. مضافاً اینکه در حوزه اقتصادی هم مقاومت و ایستادگی آنها در مقابل امریکا در صورت افزایش فشار ناشی از تحریم‌های یک‌جانبه قابل تأمل است. در این راستا تلاش امریکا برای تحقق اجماع جامعه بین‌المللی علیه برنامه موشکی ایران با هدف راه‌اندازی یک جنگ روانی و تحقق پروژه ایران هراسی و همراه کردن اروپا با خود و نهایتاً اجبار ایران به پذیرش مذاکره در خصوص مباحث فناوری‌های هسته‌ای خارج از برجام دنبال می‌شود در حالی که این مسائل تأثیری بر ملت ایران نخواهد داشت و تحمیل آنها پذیرفته نخواهد شد. اروپا معتقد است امکان توافق مکمل با ایران، زمانی فراهم می‌شود که توافق فعلی حفظ و اعتماد ایران حاصل شود. یعنی اول باید اعتماد ایران جذب شود و بعد درباره موضوعات دیگر گفت‌و‌گوها را شروع کرد. نکته قابل توجه در مورد این مسأله این است که وقتی صحبت از توان موشکی یا تحدید سیاست‌های منطقه‌ای ایران می‌شود اجماع محکمی در بین همه جناح‌های سیاسی و فکری ایران ایجاد می‌شود و نشان می‌دهد تضعیف و مهار توان موشکی ایران و سیاست منطقه‌ای آن ممکن  نیست./ ایران 

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.