ion

شهید دکتر مصطفی چمران به روایت مهندس هاشم صباغیان

روح ناآرامی که آرام جان‌ها بود

پایداری /
شناسه خبر: 375297

شهید مصطفی چمران از جمله معدود افرادی است که هرکس می‌تواند از ظن خود یار او شود و این بیانگر ابعاد وجودی این مرد خودساخته است که هم در حوزه علم وتحصیل، هم درعرصه جهاد و مبارزه، هم در وادی عرفان و سیروسلوک و هم در سیاست و سیاست‌ورزی و... نامی بلند دارد.

ایران آنلاین /شهید مصطفی چمران از جمله معدود افرادی است که هرکس می‌تواند از ظن خود یار او شود و این بیانگر ابعاد وجودی این مرد خودساخته است که هم در حوزه علم وتحصیل، هم درعرصه جهاد و مبارزه، هم در وادی عرفان و سیروسلوک و هم در سیاست و سیاست‌ورزی و... نامی بلند دارد. به‌مناسبت سالگرد شهادتش  در واپسین روز بهار، پای صحبت‌های مهندس هاشم صباغیان نشسته‌ایم تا از همراه روزهای پرکار دولت موقت بگوید و از خلوت و جلوت معیار و محک خلوص وصمیمیت برایمان تصویری تازه نقش زند، باشد راه و رسمش استمرار یابد.

اگر بخواهید شهید چمران را در چند جمله توصیف کنید چه می‌گویید؟
آشنایی من با دکتر چمران بعد ازآمدن ایشان به ایران در ایام انقلاب آغازشد. ایشان در آستانه پیروزی انقلاب به ایران آمد و ما با هم جلساتی داشتیم. با شناختی که در این مدت کوتاه از ایشان پیدا کردم باید بگویم؛ چمران یک مسلمان واقعی بود واین به‌نظر من یک ارزش والایی است. چرا که او همانند یک مسلمان به کشورش عشق می‌ورزید، سرشار از ایمان به مبدأ ومعاد بود، عارفی عامل، اهل خلوت و راز و نیاز و در عین حال مرد عرصه‌های مبارزه و جهاد بود ضمن اینکه هیچگاه پا را از دایره اعتدال و انصاف بیرون نگذاشت. مهربان و دلسوز محرومان بود بدون کمترین ریاکاری متواضع بود و میان او با خدا رابطه دوستی برقرار بود. شبی خواب می‌بیند فرزندش در حال غرق شدن است و او را صدا می‌زند و کمک می‌طلبد. نگران می‌شود به همسرش تلفن می‌کند و همسرش به او خبر می‌دهد دقیقاً چنین صحنه‌ای رخ داده است و فرزندش درحال غرق شدن، پدرش را صدا می‌کرده است. منظور اینکه او از نظر روحی تا این حد زلال و پاک بود. ایشان در دولت موقت یکی از معاونین مهندس بازرگان بود. دولت موقت سه معاونت داشت که من، مرحوم دکتر یزدی و مرحوم دکتر چمران هر سه معاون دولت موقت بودیم.
شهید چمران چه معاونتی را برعهده داشت؟
ایشان معاونت امور دفاعی را عهده داربود. آن ایام حجم کاری در دولت موقت به قدری زیاد بود که ما نمی‌توانستیم شب‌ها به منزل برویم و در همان محل نخست‌وزیری شرایطی را فراهم کرده بودیم تا همانجا درهر شبانه روز سه، چهار ساعت استراحت کنیم و بقیه را به کار می‌پرداختیم. در آن شرایط دکترچمران از ما کمتر می‌خوابید. برای اینکه مراجعاتش زیاد بود، خیلی‌ها علاقه‌مند بودند تا ایشان را ببینند. تا اینکه نا آرامی‌ها شروع شد و ایشان به منطقه رفتند.
نوع مرا جعات و کارمراجعان با ایشان چه بود؟
مراجعان نوعاً از قشر دانشجویان بودند، می‌آمدند تا ایشان را ببینند. گاهی هم ارتشیان می‌آمدند وازایشان نظرمشورتی می‌خواستند، اما بیشتر دانشجویان بودند. اسم چمران را شنیده بودند، ولی خود ایشان را ندیده بودند. بنابراین خیلی‌ها دلشان می‌خواست یک نشستی با ایشان داشته باشند. حجم کاری من که معاونت امورانقلاب را برعهده داشتم به قدری بود که بعد از آنکه حدود یک ماه به منزل نرفته بودم، هنگامی که خدمت رهبر کبیر انقلاب رسیدیم و گزارش کار دادیم، حضرت آقا پس از شنیدن گزارش ما فرمودند؛ اینها را به اطلاع مردم برسانید. خانمم تعریف می‌کرد، وقتی بعد از مدتی دخترکوچکم مرا در تلویزیون می‌بیند، صفحه تلویزیون را بوسیده و می‌گوید: «با با، با با» چون بیش ازیک ماه بود من را ندیده بود. مرحوم دکترچمران با شروع جنگ رفت به جبهه و مسئول جنگ‌های نامنظم شده بود. یادم هست بعد از جنگ در مهر ماه 1359 به اتفاق مرحوم بازرگان رفتیم تا از جبهه‌ها بازدید کنیم. شب برای استراحت به محل استقرارایشان رفتیم. تازه خوابیده بودیم که به صدایی بیدار شدم، دیدم چمران نخوابیده و در حال لباس پوشیدن است. گفتم کجا می‌روی دکتر؟ گفت؛ من تا هوا تاریک است و کسی ما را نمی‌بیند باید بروم و به پست‌هایی که تعیین کرده‌ام سرکشی کنم، افرادی که در جاهای مختلف گذاشتم اگرکاری دارند انجام دهم. او شب و روز برای وطن تلاش می‌کرد و یک شخصیت با ارزش ایرانی مسلمان وموجب افتخار بود. افراد اینگونه مخلص و دلسوز مردم خیلی کم داریم.
 در ایام انقلاب و قبل از پیروزی در 22بهمن، شهید چمران چه ارتباطی با داخل داشت؟
وقتی لبنان بود بیشتر با دکتر یزدی ارتباط داشت که من از جزئیات آن خبر ندارم.
درنشست‌های مشترک روزانه، دکتر چمران چه موضوعاتی را مطرح می‌کرد وآیا از میان آنها می‌شد به مرام ومنش ایشان پی برد، اجمالا اینکه از مجموع مباحث آن جلسات می‌توان به ترسیمی از چهره شهید چمران رسید؟
بله، می‌توان رسید و به‌طور خلاصه می‌شود گفت؛ ایشان بسیار بزرگوار بود و به کارهای جزیی خودش را مشغول نمی‌کرد وهمواره ذهن و وقت خود را درگیر کارهای مهم و کلان می‌کرد.
نقش ایشان در فرونشاندن غائله کردستان چه بود؟
می‌دانید بعد‌از اینکه مسأله کردستان و آشوب آن بالا گرفت، هیأتی تعیین شد تا برای حل مشکلات کردستان به منطقه سفر کند. اعضای این هیأت را مرحوم مهندس عزت‌الله سحابی رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، من که آن زمان وزیر کشور بودم، مرحوم فروهر به‌دلیل ارتباطی که از قبل با کردها داشت، یک فرمانده نظامی- تیمسار فلاحی- و آقای اشراقی داماد مرحوم امام شکل می‌داد. ابتدا نظر همه براین بود که دکتر چمران هم در ترکیب هیأت باشد اما خود ایشان صلاح ندانسته و می‌گفت؛ چون تبلیغاتی علیه من شده حضور من می‌تواند به‌عنوان نقطه ضعف هیأت تلقی شود. مرحوم چمران از وقتی به کردستان رفته بود گروه‌ها تبلیغات سوء زیادی علیه‌اش کرده بودند با این مضمون که او کردها را اعدام کرده است و چه و چه... بنابراین خودش مخالفت کرد و گفت من شرکت نکنم بهتر است و بجای خودش تیمسار ولی‌الله فلاحی را فرستاد. آقای اشراقی را هم امام فرستاده بود. این هیأت اختیارات تام داشت تا برحسب صلاحدید خود عمل کند. تا به‌حال ندیدم هیأتی با این اختیارات از طرف انقلاب تعیین شده باشد. اختیارات رهبری را داشت. آن موقع مجلس نداشتیم، شورای انقلاب داشتیم، اختیارات شورای انقلاب را داشت. اختیارات دولت را هم داشت و اگر نیاز به بودجه بود، آقای مهندس سحابی هم در ترکیب هیأت بود و می‌توانست دستور دهد تا هزینه تصمیمات هیأت پرداخت شود، دیگر نیازی نبود تا تشریفات اداری طی شود. به‌هرحال هیچ هیأتی را با این اختیارات من سراغ ندارم که بعداز انقلاب تشکیل شده باشد.
 هیأت موفق هم بود؟
بله، این هیأت رفت و مشکلات را حل کرد. از آن طرف شیخ عزالدین بود، قاسملو بود. آنها یکسری مطالب داشتند که مطالبشان را همانجا مطرح کردند و تصمیم گرفتیم که عمل شود. مثلاً کردها اجازه نداشتند که تابلو به زبان کردی بنویسند، این از زمان شاه مانده بود، گفتیم مسأله‌ای نیست، یا می‌خواستند در مدارس خود کردی درس بدهند. گفتیم تدریس شود. بحث خود مختاری را مطرح کردند که گفتیم؛ نه. خودمختاری یعنی جدایی، این چیزی است که استعمار می‌خواهد. استعمار ما را تکه تکه می‌خواهد. بنابراین قانع‌شان کردیم که خودمختاری نباید باشد.
راحت پذیرفتند و مقاومت نکردند؟
بله راحت پذیرفتند. البته اول یک مقدار مقاومت کردند، ولی با استدلال‌ها و مسائلی که مطرح کردیم مجاب شدند و موافقت کردند.
 ‌ شهید چمران در ارتباط با این هیأت چه نقشی داشت؟
 با اینکه ایشان عضو هیأت نبود ولی اگر نظراتی داشت نظراتش را می‌گفت و هیأت نظرات ایشان را دنبال می‌کرد.
‌ به مورد مشخصی می‌توانید اشاره کنید؟
 بله. نظر ایشان این بود که چون سپاه تازه تشکیل شده و سپاهیان اغلب جوان هستند و... بهتر است مأموریت‌های هیأت به ارتشی‌ها واگذار شود. تیمسار فلاحی هم به‌طور فعال در جلسات شرکت می‌کرد و هرکجا نیرو لازم بود فوراً اعزام می‌کرد. در آن شرایط موقعیت منطقه بسیار خطرناک بود. حتی جان اعضای هیأت هم در خطر بود. وقتی هیأت می‌خواست از یک جایی به‌جای دیگری برود، پیشمرگه‌های کرد جلوتر می‌رفتند و امنیت جاده را تأمین می‌کردند، بعد ما می‌رفتیم.
‌ نمونه‌ای هم از تلاش ایشان برای جذب مخالفان به یاد دارید؟
اطلاعی از فعالیت‌های قبل از آمدن ایشان به ایران ندارم، ولی از زمان بازگشت مرحوم چمران به ایران شاهد سعه صدر ایشان در برخورد با کسانی که با ایشان مخالفت شدید داشتند بودم، یک عده‌ای خصوصاً چپ‌ها علیه ایشان دشمنی می‌کردند. اما مرحوم چمران با آنها هم برخوردی از روی انصاف و همراه با سعه صدر داشت. در یکی از جلسات که من وآقای فروهر هم بودیم و داشتیم یکسری مسائل را بررسی می‌کردیم، عده‌ای آمدند و علیه چمران شعار دادند. نیروهای محافظ خواستند برخورد کنند مرحوم چمران آمد جلوی آن ها ایستاد و گفت؛ هیچ دخالتی نکنید. اینها علیه من شعار می‌دهند و قصد حمله به من را دارند. البته یک روزی خودشان متوجه می‌شوند که کار اشتباهی می‌کردند. ما باید در عمل نشان دهیم راه ما، راه صحیحی است. اگر کسی خلاف این راه را برود به اساس انقلاب ضربه زده است. ما برای استقلال مملکت خیلی ارزش قایل هستیم و هر هزینه‌ای را هم که لازم باشد برای استقلال کشور می‌پردازیم.
‌ ظاهراً نیروهای خودی هم ایشان را مورد حمله قرار می‌دادند، با این عنوان که ایشان لیبرال بوده و انقلابی نیست و صلاحیت بودن در مصدر امور را ندارد؟
من تا از یک مطلبی اطلاع دقیق نداشته باشم علاقه‌مند نیستم که آن را عنوان کنم. ولی به‌طور کلی اغلب مخالفان مرحوم دکتر چمران گروه‌های چپ بودند. از حزب توده گرفته تا چریک‌های فدایی خلق و عده‌ای هم از مجاهدین علیه ایشان تبلیغ می‌کردند. آن ایام روزنامه‌ها آزاد بودند هر چه می‌خواهند بنویسند لذا گروه‌های چپ در نشریاتشان علیه مرحوم چمران مطلب می‌نوشتند، یا درمحافل خودشان علیه ایشان سخنرانی می‌کردند. البته آنجایی که لازم بود مرحوم چمران خیلی متین و با استدلال پاسخ آنان را می‌داد. یادم هست یک بار توده‌ای‌ها شعارهایی را ساخته بودند علیه ایشان، آن شعارها یادم نیست، ولی ایشان وقتی صحبت می‌کرد ناصحانه می‌گفت؛ یک روزی خودتان پشیمان می‌شوید که این شعار‌ها را علیه من می‌دهید و زمان حتماً به‌شما ثابت می‌کند که راه اشتباهی را طی می‌کنید.
‌ در ارتباط با غائله کردستان نبود؟
 امکان دارد. تبلیغات سوء علیه ایشان در ارتباط با مسائل کردستان زیاد بود، که حقیقت نداشت. از جمله شایع کرده بودند که ایشان دستور اعدام کردها را داده است و... هیچ موقع این چیزها نبود. ایشان به هیأت صلح هم نیامد  تامستمسکی دست دشمنان استقلال کشور ندهد.
‌ ایامی که در هیأت دولت همراه هم بودید از سلوک ایشان چیزی مشاهده نکردید؟
چرا! البته همان‌طور که گفتم حجم کاری به قدری زیاد بود که کمتر می‌توانستیم دیگری را زیر نظر داشته باشیم، ولی شخصیت معنوی و حالات روحی وی به قدری برجسته بود که انسان آنها را حس می‌کرد. من هیچ خطای بارزی ازمرحوم دکتر چمران ندیدم. ایشان همیشه یا سرگرم کارهایی بود که برعهده ایشان گذاشته شده بود یا مشغول ذکر و راز و نیاز بود. من گاهی که به اتاق ایشان می‌رفتم می‌دیدم که سر را بردیوارگذاشته و در عالم خودش است. بیهوده وقتش را هدر نمی‌داد. من در طول زندگی دوستان وآشنایان زیادی داشته‌ام و با افراد زیادی برخورد کردم اما وقتی فکر می‌کنم می‌بینم هیچ یک مثل مرحوم چمران نبوده ونیستند.
آن ایام شعار‌هایی همچون شعار انحلال ارتش مطرح می‌شد، آیا شهید چمران در قبال اینگونه شعار‌ها موضع‌گیری آشکاری داشت؟
بله. بارها وقتی حرف از ارتش و موقعیت آن به میان می‌آمد، توصیه می‌کرد؛ ارزش و جایگاه ارتش را پایین نیاورید، چون باقی مانده ارتش، همراهان انقلابند. اینها با ارزش‌های ارتش هستند. ما نباید تابع شعارهای تند باشیم و تحت تأثیر این شعارها ارزش ارتش را پایین بیاوریم. در نظام ارتش سلسله مراتب اهمیت ویژه‌ای دارد، باید این سلسله مراتب حفظ شود. باید حریم یک سرهنگ یا یک سرگرد حفظ شود. نگذاریم سلسله مراتب بهم بخورد و همواره روی این تکیه داشت.
‌ نظرایشان در ارتباط با تأسیس سپاه چه بود؟
در جریان امر بود ومی گفت این‌ها نیروهای مردمی هستند که دور هم جمع شده‌اند، باید سعی کنیم که آموزش‌های لازم را ببینند و به خدمت انقلاب درآیند.
‌ به‌عنوان نماینده دولت حمایتی هم از این نهاد تازه تأسیس کردند؟
 همینقدر می‌دانم که می‌گفت اینها را باید از خودمان بدانیم و اگر نقطه ضعفی هم دارند، چون از بطن مردم مخلص و انقلابی هستند باید از خودمان بدانیم و کمک کنیم تا آموزش‌های لازم نظامی را ببینند.
‌ اوایل انقلاب نگرانی‌هایی وجود داشت که ممکن است بخش‌هایی از کشور تجزیه شود. این نگرانی را آقای چمران چطور بروز می‌داد؟
  در واقع فلسفه تشکیل هیأتی که به کردستان جهت حل اختلافات رفت همین نگرانی بود. مرحوم چمران هم این نگرانی را داشت از این‌رو اگر ایده‌ای به ذهنش می‌رسید آن را با هیأت در میان می‌گذاشت و به‌عنوان مثال ایشان برای اینکه استعمار نتواند به اهدافش در منطقه دست یابد پیشنهاد کرد تا امام یک نطقی بکند وکردها را دلگرم و امیدوار کند. امام هم این پیشنهاد را پذیرفت و ضمن نطقی گفت؛ «همه ایرانی هستیم و همه برای ایران تلاش می‌کنیم و...» وقتی این نطق در آن مقطع پخش شد تا چند روز کردها هلهله و شادی می‌کردند. با وجودی که چمران در هیأت نبود، ولی پیشنهاد را ایشان مطرح کرد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.