ion

خاطره ای از دکتر ابراهیم یزدی در باره شهید چمران

خنثی کردن دسیسه تجزیه

پایداری /
شناسه خبر: 375301

با پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از مناطق کردنشین کشورشاهد درگیری‌های نظامی نسبتاً گسترده‌ای بود. درحالی که دولت شاهنشاهی سقوط کرده و دولت موقت در حال جانشینی دولت پیشین گرفتار درهم ریختگی اوضاع بود شمار زیادی از مقامات کشور محل خدمت خود را ترک کرده و بسیاری از فرماندهان ارتش نیز بازداشت و درحال محاکمه بودند.

ایران آنلاین /با پیروزی انقلاب اسلامی بخشی از مناطق کردنشین کشورشاهد درگیری‌های نظامی نسبتاً گسترده‌ای بود. درحالی که دولت شاهنشاهی سقوط کرده و دولت موقت در حال جانشینی دولت پیشین گرفتار درهم ریختگی اوضاع بود شمار زیادی از مقامات کشور محل خدمت خود را ترک کرده و بسیاری از فرماندهان ارتش نیز بازداشت و درحال محاکمه بودند. وضع شهربانی و ژاندارمری نیز به همین صورت بود ساواک هم منحل شده بود... در نتیجه حفظ امنیت کشور با مخاطرات زیادی روبه‌رو بود و نیروی نظامی و انتظامی قابل اتکایی نبود که متولی حفظ آرامش در اقصی نقاط کشور باشد. به‌عنوان مثال فردای پیروزی انقلاب یعنی 23 بهمن 1357 پادگان مهاباد غارت شد. دولت موقت با توجه به التهاب در مهاباد فوری گروهی را به سرپرستی زنده یاد داریوش فروهر به مهاباد اعزام کرد.
30 بهمن و 1 اسفندماه 1357 این هیأت درمهاباد مستقر بود و گفت‌و‌گو با سران احزاب مستقر در آنجا را آغازکرد تا بلکه جلوی بحران گرفته شود. در همان روز پادگان مهاباد نیز مورد هجوم قرار گرفت. فرمانده پادگان سرهنگ پزشکپور مورد سوء قصد قرار گرفت و بدین ترتیب التهاب در مهاباد بالا گرفت.کمتر از یک ماه بعد بی‌نظمی به سنندج سرایت کرد. سنندج و استان کردستان از فردای پیروزی انقلاب یعنی از 22 بهمن تا آخر اسفند ماه 1357 استاندار نداشت و این وضع موجب بی‌نظمی و درهم ریختگی اوضاع شده بود بویژه در این شرایط تنش میان گروه‌های مذهبی و کمونیست‌ها در سطح شهر سنندج هم بالا گرفته بود. تا اینکه در آخر اسفندماه 1357 این شرایط به درگیری‌های نظامی گسترده‌ای در سنندج منجر شد و چپ‌ها تلاش کردند تا پادگان و باشگاه افسران سنندج را تصاحب کنند.
 در این موقعیت شورای انقلاب هیأت بلندپایه‌ای به سرپرستی آیت‌الله طالقانی و با حضور دکتر بهشتی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ودکتر بنی صدر و نیزهیأتی از طرف دولت به سرپرستی دکتر صدر حاج سیدجوادی وزیر وقت کشور را به سنندج اعزام و در این سفر دکتر ابراهیم یونسی به استانداری استان کردستان برگزیده شد. البته بحران در کردستان استمرار داشت و در سایر نقاط کشور مانند ترکمن صحرا و حتی خرمشهر با حضور چپ‌ها و فداییان خلق نیز تنش‌های قومی بالا گرفته بود. دراین شرایط ویژه کشور خبر چندانی از دکتر چمران نیست. چمران که در بحران لبنان کارآزموده شده ایفا گر نقش روشنی در مسائل بحرانی کردستان و سایر نقاط کشور نیست. چرا؟ این پرسش را بعدها و درملاقات‌های متعدد با شادروان ابراهیم یزدی در میان گذاشتم.
چرا با وجود سوابق دکتر چمران در ماه‌های آغازین انقلاب تا تابستان 1358 خبری از چمران در مناطق بحرانی کشور نیست؟
دکتر ابراهیم یزدی در پاسخ به این پرسش گفت: چمران از همان روزهای نخست پیروزی انقلاب در مورد مسائل کردستان و سایر نقاط بسیار حساس بود و البته به‌دلیل همین حساسیت به شکلی مخفی در حال مطالعه وضعیت بود تا برای آینده بتواند چاره‌ای بیندیشد.چمران که با جنگ‌های چریکی آشنا بود و در این جنگ‌ها تجاربی داشت معتقد بود بزودی غرب کشور شاهد جنگ‌های چریکی گسترده‌ای خواهد بود و کشور نیازمند آمادگی برای مقابله با بحران است. لذا در ماه‌های نخست پس‌از پیروزی انقلاب چمران به شکلی مخفی درحال مطالعه درباره استان‌های کردستان و کرمانشاه و آذربایجان غربی بود.برای نخستین بار و به شکلی مشهود و اثر‌گذار در بحران مناطق کردنشین غرب کشور نام چمران را در 26 مردادماه 1358 مشاهده می‌کنیم.دکتر ابراهیم یزدی دلیل ظاهر شدن چمران در قامت یک فرمانده میدانی در پاوه را چنین روایت می‌کرد:من(دکتر یزدی) برای حضور دراجلاس غیر متعهدها راهی هاوانا پایتخت کوبا شده بودم. درحاشیه برگزاری نشست یکی از مقامات عربی درباره مسائل کردستان به من هشدار داد از دکتر یزدی پرسیدم این مقام چه کسی بود. فکر می‌کردم الجزایری‌ها باشند اما دکتر یزدی پاسخ داد فلسطینی‌ها و نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین بود که گفت طرحی هست که ممکن است با همراهی شوروی باشد.پرسیدم چه طرحی؟پاسخ وی چنین بود که فلسطینی‌ها هشدار داده‌اند که در کردستان چپ‌ها و حزب دموکرات در حال تدارک هستند تا یکی از شهرها را به اشغال خود در آورده و آنگاه اعلام دولت موقت کنند.یعنی نقشه‌ای برای تجزیه ایران کشیده شده است. یزدی گفت فوری از هاوانا پایتخت کوبا با چمران تماس گرفتم.
وی را در جریان ماوقع گذاشتم و از وی خواستم فکری کند و اقدامات لازم را در پیش گیرد.به همین دلیل چمران با توجه به حوادث پاوه در استان کرمانشاه فوری راهی منطقه شد و با هوشیاری و فداکاری و همراهی نیروهای ارتش و کمک مردم پاوه و اورامانات توانست مسأله پاوه را حل کند.نکته‌ای که کمتر درباره حادثه پاوه گفته شده است اقدام بعدی چمران است.چمران پس از آزاد‌سازی پاوه و اطراف آن از طریق گردنه «ته ته» و از راهی میانبر بسرعت راهی مریوان شد تا چپ‌ها نتوانند مریوان را اشغال کنند.
حرکت در مسیر کوهستانی وخطرناک و جاده‌ای خراب همراه با کاروانی از نیروهای نظامی. چمران به مریوان رسید و از این تاریخ یعنی آخر مردادماه 1358 به بعد حضور چمران در میدان و در میانه درگیری‌ها تا آخرین روزهای عمرش استمرار داشت.ابتدا در غرب کشور و با آغاز جنگ تحمیلی در جبهه‌های نبرد علیه متجاوزان عراقی.اگر امروز ایران عزیز ما از امنیت برخوردار است و دشمنان کشور نتوانستند ایران را تجزیه کنند یا بر آن تسلط یابند این فداکاری چمران و صدها هزار جوان ایرانی بود که با خون خود از درخت تناور ایران دفاع و برایش جانفشانی کردند. یاد چمران و همه این سلحشوران گرامی باد.

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.