ion

نکاتی در شعر مولانا هست که گاهی حتی من را یاد ایدئولوژی‌هایی مثل مارکسیسم می‌اندازد که با یک نوع زبان پر از قهر، طعن، تلخی و گاهی حتی با رکاکت و بی‌ادبی سعی می‌کنند آن چیزی که با آن مخالف هستند را چنان در هم بکوبند که هیچ آبرو و اعتباری برای آن باقی نماند.

ایران آنلاین /گروه اندیشه:

مرتضی مردیها، پژوهشگر فلسفه، اندیشه سیاسی، ادبیات و عضو سابق هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی،از انتشار کتاب جدید خود با عنوان «اندک گستاخ و بیش مودب در حضرت مثنوی» از سوی انتشارات علم خبر داد و گفت: این کتاب که به لحاظ حجم کتاب کوچکی است، قطعا در مقام شرح مثنوی نبوده و به خصوص با وجوه عرفانی و آئینی مثنوی هم کاری نداشته، بلکه به به بخش دیگری از مثنوی می‌پردازد که شاید به نظر خیلی‌ها جزو بخش‌های اصلی مثنوی هم نباشد و توجهی هم برنیانگیزد. این بخش شامل قسمت‌هایی از مثنوی است که فارغ از تعلیم اصول عرفان یا وجوهی از آموزه‌های آئینی، دربرگیرنده یک جور تجربه زندگی، انسان، مردم و امثال این‌هاست که در این کتاب برخی از ابیات مثنوی که به این قبیل مسائل اشاره‌ای داشته را برگرفته، یا آن را تقویت کرده‌ام، یا با آن مخالفت کرده‌ام.

مطالب این کتاب با بعضی چیزهایی که دیگران در مثنوی خیلی جدی گرفته‌اند، نسبتی ندارد

مردیها ادامه داد: به نظر بعضی‌ها نوشتن کتاب «اندک گستاخ و بیش مودب در حضرت مثنوی» بهانه‌ای بوده تا حرف‌هایی بزنم که خیلی نسبتی هم با مثنوی ندارد که من این را قبول ندارم، چون مطمئنا این موارد با مثنوی نسبتی دارد. البته ممکن است با بعضی چیزهایی که دیگران در مثنوی خیلی جدی گرفته‌اند، نسبتی نداشته باشد یا حتی عدم جدی بودن آن را ادعا کند ولی در کل اشاره‌ای است در تایید و بعضی وقت‌ها در انکار بعضی از دیدگاه‌هایی که در مثنوی وجود داشته است.

مردیها درباره ساختار کتاب «اندک گستاخ و بیش مودب در حضرت مثنوی» بیان کرد: این کتاب تقریبا حدود پنجاه شعر یک یا دو سه بیتی را مورد بررسی قرار داده و به این صورت است که معمولا دو یا سه بیت در ابتدای صفحه آورده شده که به نکته‌ای اشاره دارد، بعد در حد دو یا سه صفحه به بررسی یا بازرسی آن ابیات و نکته پرداخته‌ام که این موارد عمدتا از دفتر اول مثنوی انتخاب شده است.

---

حوزه کارهایم را خیلی محدود نکرده‌ام

مترجم کتاب «نقد مدرنیته» در پاسخ به اینکه چه چیزی او را از حوزه تخصصی خود یعنی فلسفه و اندیشه سیاسی به کار درباره مولانا کشانده است، عنوان کرد:  من حوزه کارهایم را خیلی محدود نکرده‌ام. از طرفی هم به ادبیات علاقه‌ای دارم و هم اینکه بزرگان شعر فارسی برای هر کدام از ما، صرف نظر از هر گونه تخصصی که داشته باشیم، می‌توانند جلب توجه کنند، به خصوص از این حیث که مثنوی به ویژه در این دهه‌های اخیر بسیار پرطرفدار شده است و من می‌خواستم به بعضی از نکات در مثنوی که می‌توان با آن مخالفت کرد و نکاتی که می‌توان خوانش دیگری از آن داشت، هم اشاره کنم. البته این کار مربوط به حال حاضر نیست و درواقع مجموع یاداشت‌هایی است که من بیش از بیست سال پیش در بعضی روزنامه‌ها و مطبوعات به صورت ستون روزانه یا هفتگی چاپ می‌کردم که به تصور خودم عمر آن به سر آمده بود ولی برخی از دوستان که بعدها به دلایلی از آن مطلع شدند، مرا تشویق به گردآوری آن کردند و گفتند که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد و برای بعضی‌ها مفید باشد.

بسیاری از نکات موجود در مثنوی، آموزه‌های بسیار غلط و گاه بسیار خطرناک است

عضو سابق هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره ریشه‌های عرفان مولانا و چگونگی نمود آن در شعر او گفت: عرفان و تصوف مولوی چیز توضیح‌دادنی نیست و به نظر من اگر خلاف آن بود، جای توضیح داشت، چون در آن زمانه بسیاری یا شاید اغلب کسانی که جزو عوام مردم نبودند به این طور چیزها توجه می‌کردند و علاقه‌مند می‌شدند. مولوی به دلایلی از جمله اطرافیان، پدر و برخی از کسانی که در پرورش شخصیت او نقشی داشتند، به این سمت کشیده شد و هم اینکه انرژی و استعداد بسیار خارق‌العاده‌ای داشت که وقتی آن انرژی در این مسیر افتاد، باعث شد که یک کار تقریبا بی‌همتا از برخی جهات انجام دهد. و همین باعث شده که مولوی تا این اندازه مورد توجه قرار گیرد، یعنی همان چیزی که در دست عطار، سنایی و خیلی‌های دیگر پیش و پس از مولانا بوده، وقتی به دست مولوی افتاد به دلیل استعداد خارق‌العاده‌ و توانایی‌های شخصیتی، بیانی، ادبی و همه این‌ها، آن ایده‌ها را به شکل بسیار نیرومند و پرهیجان مطرح کرد و او را چندین سر و گردن بالاتر، برتر و توجه‌برانگیزتر از دیگران قرار داد و شاید همین قدرت شخصیتی و ادبی، فصاحت و بلاغت مولانا باعث شد که کمتر آدمی از صحت و سقم مفاد و محتوایی که می‌گوید سراغی بگیرد یا در آن شک کند. در حالی که به نظر من اینکه یک نفر با اعتماد به نفس اعجاب‌انگیز و بیانی بسیار هنری و نیرومند چیزی را بیان کند نباید این ترس را در دل آدم‌ها بیندازد که از دلیل کار او بپرسند؛ به نظر من بسیاری از چیزهایی که در مثنوی وجود دارد آموزه‌های بسیار غلط و گاه بسیار خطرناک است که در اثر همین نیرومندی فوق‌العاده ادبی و شخصیت مولانا کمتر جرأت شده که مورد سوال و درستی‌آزمایی قرار گیرد.

او ادامه داد: در این کتاب بعضی از موارد و نکاتی که احساس کردم مولانا نه به عنوان یک عارف یا یک آئین‌مدار بلکه به عنوان آدمی که تجربه زندگی دارد، اشاره کرده و حرف‌های جالب‌توجه و درستی، حتی در دنیای ما به نظر می‌آید را تقویت کرده‌ام و مواردی هم هست که از آن اشکال گرفته‌ام و گفته‌ام که این حرفی نیست که بشود از آن دفاع کرد یا ممکن است گوش کردن و اطاعت‌کردن از آن دنیای ما را جای بهتری نکند.

مفاهیم درست شعر مولانا برای دنیای امروز ما هم فوق‌العاده ارزشمند است

مردیها درباره اینکه آیا نکات مطرح شده در شعر مولانا به درد جامعه زمان حال هم می‌خورد یا خیر، بیان کرد: آن دسته از نکات که بیشتر از جنس یک نوع تجربه زندگی و برداشت از برخی مفاهیم مثل انسان، عقل، هنر و... برای دنیای امروز ما هم فوق‌العاده می‌تواند ارزشمند و به منزله نوری تلقی شود که فهم و درک ما را آسان‌تر و فراگیرتر می‌کند ولی نکاتی هم دارد که هم در گذشته و هم درحال غلط بوده و هست که گاهی حتی من را یاد ایدئولوژی‌هایی مثل مارکسیسم می‌اندازد که با یک نوع زبان پر از قهر، طعن، تلخی و گاهی حتی با رکاکت و بی‌ادبی سعی می‌کنند آن چیزی که با آن مخالف هستند را چنان در هم بکوبند که هیچ آبرو و اعتباری برای آن باقی نماند. برای مثال در نوع مواجهه‌ای که مولانا با نفس یا مجموعه خواهش‌های انسان در بسیاری از فضای مثنوی دارد تشبیهاتی دارد یا کلماتی به کار می‌برد که بسیار شبیه به همین شیوه‌ای است که ایدئولوژی‌های تند و تیز برای در هم نوردیدن مخالفان و دشمنانشان صورت می‌دهند که به نظر من هم مفاد این کار و هم روش آن غلط است، یعنی هم آنچه که ادعا می‌شود، به شدت اشتباه و خطرناک است و هم این شیوه را یاد انسان‌ها دادن، کار غلطی است. گرچه هیچ کدام از این‌ها با اینکه مولوی یکی از ابر نابغه‌های تاریخ بشری است، منافاتی ندارد.

وی در دلیل انتخاب «اندک گستاخ و بیش مودب در حضرت مثنوی» در عنوان کتاب خود گفت: من این رفتار بعضی‌ها را نداشتم که وقتی در مقام نقد برمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آیند، به قول خود مولانا خویشتن در کفه سهو می‌نهند، در حالی که او یکی است و من هم یکی. در این کتاب می‌خواستم بگویم من به آن ارتفاع بلند مولانا و خردی و کوچکی خودم در مقابل آن کاملا اقرار می‌کنم بنابراین در مقابل او مودب نشسته‌ام، یعنی عمده آن مودب بودن است، حال اگر مواردی اندکی گستاخی داشته، چیزهایی بوده که باید گفته می‌شده است ولی آن را با این کیفیت بیان کرده‌ام.

مردیها در پایان از کتاب جدید خود خبر داد و گفت: کتابی به نام «توفیق ادب» است که در حال حاضر زیر چاپ است و احتمالا تا یکی دو ماه آینده منتشر خواهد شد. این کتاب به معنای صوری و قالبی کلمه و نه به معنای محتوایی دنباله همین کتاب محسوب می‌شود و شامل  مجموعه خرده مقاله‌ها، یادداشت‌ها و کارهای ادبی من از قبیل بازنویسی برخی از داستان‌های کلاسیک مثنوی یا شاهنامه یا خمسه نظامی یا پاره‌ای از یادداشت‌ها یا کوتاه نوشت‌هایی است که با بیان ادبی ادر سال‌های گذشته عرضه شده است./ ایبنا

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.