ion

زنده‌باد کپی‌رایت مرده‌باد کپی‌رایت!

فرهنگی /
شناسه خبر: 3807

قبلاً هم نوشته بودم که قبول کپی‌رایت، حُسن‌اش، بیشتر از قُبح‌اش است برای تولید فرهنگی ما و نوشته بودم که ما داریم بخشی از هزینه‌های کپی‌رایت را می‌دهیم در کشور، بدون ِ اینکه با قبول ِ رسمی‌اش، از فوایدش استفاده کنیم...

ایران/ قبلاً هم نوشته بودم که قبول کپی‌رایت، حُسن‌اش، بیشتر از قُبح‌اش است برای تولید فرهنگی ما و نوشته بودم که ما داریم بخشی از هزینه‌های کپی‌رایت را می‌دهیم در کشور، بدون ِ اینکه با قبول ِ رسمی‌اش، از فوایدش استفاده کنیم. این هم یک نمونه‌اش! مهرزاد ارشادی‌فر مدیر تأمین برنامه شبکه ورزش گفته: «همه بازی‌هایی که تاکنون از شبکه ورزش پخش شده، خریداری شده است. مسأله کپی‌رایت جهانی در حال حاضر به ما اجازه این را نمی‌دهد که مسابقات را بدون مجوز پخش کنیم. تلویزیون بعد از مدت‌زمانی که در موارد استثنایی برخی بازی‌ها را بدون حق خرید پخش می‌کرد از آن به بعد کاملاً به صورت خریداری شده بازی‌ها را پخش می‌کند و این باعث شده پخش بازی‌ها هم به جهت کیفیت و هم به جهت پوشش تصویری برنامه باکیفیتی را ارائه بدهد.» این هم جهت اطلاع کسانی که فکر می‌کردند پخش فوتبال هم مثل ِ پخش فیلم‌های دوبله شده از روی نسخه‌های پرده‌ای هزار تومانی‌است که شبکه نمایش پخش می‌کند! نه عزیز من فرق دارد! مگر اینکه پخش ِ فوتبال، زنده نباشد که فوتبال ِ غیر ِ زنده، یعنی فوتبال ِ مرده و تماشاگر فوتبال دو دقیقه هم وقت نمی‌گذارد برایش! حالا باز هم بر می‌گردیم سر همان بحث قدیمی که ما وقتی داریم هزینه را می‌دهیم چرا نفع‌اش را نبریم؟ الان، بخش مهمی از مشکلات صادرات کالاهای هنری ما، مربوط به همین قبول نکردن قانون کپی‌رایت است که البته مخالفانی هم دارد در کشور، مثلاً رضا رهگذر؛ که به عنوان یک قصه‌نویس کودک و نوجوان و رئیس انجمن قلم ایران گفته: «بله با پیوستن به قانون کپی‌رایت اگر کتابی از آثار ما نیز ترجمه و منتشر شود باید از نویسنده و مؤلف و ناشر ایرانی اجازه بگیرند و حقوق آنها را پرداخت کنند. این وجه مثبتی است، ولی این اتفاق یعنی ترجمه آثار ایرانی به ندرت رخ می‌دهد. حتی من شاهد بوده‌ام که در برخی از کشورها نظیر پاکستان که مترجمان‌شان آثاری از نویسندگان ایرانی ترجمه کرده‌اند خودشان آن‌قدر فقیرند که از مؤلف می‌خواهند از آنها پولی دریافت نکند. بنابراین فکر می‌کنم درآمدی که از این بابت به نویسندگان ما می‌رسد بسیار ناچیز خواهد بود.» و البته بنده نظر آقای رهگذر را جلب می‌کنم به کشور فقیری مثل هند، که نویسندگان‌اش به خاطر ِ همین قانون کپی‌رایت در پر قو زندگی می‌کنند! جناب رهگذر، ادبیات ما آن قدر توانایی دارد که کارهایش فقط در پاکستان چاپ نشود!

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در سایت منتشر خواهد شد.

پیام های که حاوی تهمت یا افترا باشد در سایت منتشر نخواهد شد.

پیام های که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبز با خبر باشد منتشر نخواهد شد.